کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
پیوندها
سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۵۹ ب.ظ

پشت دیوار مرزی

بچه که بودم پدر و ماردم می گفتند خوب نیست خوابتان را برای کسی تعریف کنید هنوز هم دلیلش را نمی دانم شاید چون اجداد ما ذله شده بودند از بس که یکی از پسرهای خوشحالشان می آمد و با ذوق و شوق فراوان خوابش را برایشان تعریف می کرد الکی از خودشان ساختند که خوب نیست خوابت را برای دیگران تعریف کنی دلشان نمی آمد بگویند خوابت مزخرف است.

خود من هم علاقه ای به شنیدین خواب دیگران ندارم خوابتان را برای من تعریف نکنید اگر احیانا چنین قصدی داشتید. نمی توانم الکی ادای اینکه خوابتان چقدر برایم جذاب است را دربیاورم  ولی اگر جوک بی مزه داشتید برایم تعریف کنید الکی می توانم به شدت بخندم.

امروز صبح بعد از نماز که خوابیدم خواب دیدم من و آقای رئیس جمهور به دیدار سفیر کشورمان در کره شمالی رفته ایم که روزگار سختی را می گذراند ریش هایش بلند شده بود و موهایش را شانه نکرده بود. پشت دیوار مرزی که کره شمالی دور خودش کشیده است روی یک صندلی زندگی می کرد من و رئیس جمهور از روی دیوار پریدیم و تازه می خواستیم سر صحبت را با آقای سفیر باز کنیم که کیم جونگ اون رهبر کره شمالی همراه با معاونش از راه رسید چیزی به معاونش گفت و معاون به ما گفت متاسفانه باراک اوباما و ولادیمیر پوتین ملت های ما را از هم دور کرده اند و حالا پنچ میلیون نفر از مردم کشور من به خاطر تحریم ها گرسنه هستند (به خیالم به توافق اخیر هسته ای اشاره می کرد) من تعجب کردم که پوتین بیچاره این وسط چه گناهی کرده است رئیس جمهور به مترجم گفت بهشان بگویید به هر حال هر کسی در قبال مردم کشور خودش مسئول است (یعنی من باید منافع کشور خودم را در نظر می گرفتم) اما من بلافاصله از مترجم خواستم این جمله را ترجمه نکند و به جای آن بگوید ان شالله یک روز این تحریم های ظالمانه برداشته می شود. کیم جونگ اون انگار از قبل متوجه صحبت رئیس جمهور شده بود، با سرعت سوار ماشینش شد و روی جاده خاکی گازش را گرفت و رفت. مترجم بیچاره گریه کنان به دنبال ماشین می دوید و به زبان کره ای داد می زد ان شالله یک روز این تحریم های ظالمانه برداشته می شود. 

۹۴/۰۸/۱۲
هایتن

نظرات  (۶)

:)))))
همون بهتر که خوابت رو برای کسی تعریف نکنی.
پاسخ:
:))
 من یکی که واقعا بازتاب زندگیم رو تو خواب می بینم
 بیشترشون هم مثل پستایی که اینجا می نویسم یه داستان دیگه میگن ولی منظورشون یه چیز دیگه ست

خواباتون چه واضحه:|
پاسخ:
نه باو اونقدام واضح نبود مثلا فکر می کنم هم سفیر و هم مشاور رئیس جمهور خود من بودم 
به دیدن خودم رفته بودم در واقع
سلام بر آقای دکتر عزیز

دکتر کم پیدایی این روزا! مگه تو خوابا بریم کره شمالی پیدات کنیم!
چایی داغه ها! بریزم پاشی بیای؟ یا برم کاپو چینو بدون شکر بگیرم؟ :)
چرا اسم رییس جمهور خودمونو بلد نبودی ولی کیم جون اون رو بلد بودی؟ نکنه با احمدی نژاد رفته بودی؟!
مگه ما تو کره شمالی هم سفیر داریم؟
پاسخ:
سلام سلام
اگه بیام به جوکای بی مزه م می خندین؟ :))
الکی میگی کاپوچینوی بدون شکر نداریم فعلا 
خوابم مال آینده ست احتمالا :)
مثلا مال 20 سال بعد که کیم جونگ اون هنوز زنده ست ولی رئیس جمهور ما یکی دیگه ست  
سفیر که آره فک کنم داریم کره شمالی هم اینجا سفیر داره حالا اگه خواستی من با رئیس جمهور صحبت می کنم تو رو بفرستن اونجا برای سفارت، اگه خواستی البته :)
سلام
آدم ها را به عادت های خوب تشویق کردن کار خوبیست. مثل همین سلام کردن. بابتش متشکریم.
خواب کلا دنیای عجیب و شگفت انگیز و زیبایی ست ولی به مرحله بازگویی که میرسد انگار خواسته باشی از روی مجسمه های میکل آنژ کپی کنی اما بدهی یک کودک 3 ساله با خمیر مجسمه این کار را انجام دهد. زیبایی خواب به همان حالت های بی وزنی و بی زمانی و اینهاست. اینهمه گفتم که بگویم شاید به همین خاطر است که خیلی ها از شنیدن خواب های دیگران لذت که نمیبرند هیچ، به نظرشان کسالت بار هم می آید.
پاسخ:
سلام
خودم باید سعی کنم عادت های خوبم رو نگه دارم 
حالا من میگم خوابتون رو برام تعریف نکنید ولی بعدش تاکید می کنم اگر قصدش رو داشتید می دونم کسی قصدش رو نداشت
اگر هم کسی خوابش رو تعریف کرد من بهش نمیگم این کارو نکنه کلا از حرف نزدن بهتره
 اگرم کسی مثل اون کودک سه ساله که مجسمه ساخته خوابش رو تعریف کنه برام ادای قشنگ بودن خوابش رو براش در میارم 
سلام
گاهی هدف، دیدن عکس العمل نیست. گاهی بعضی آدم ها خوابشان را، آرزویشان را، احساسشان را و یا حتی یک خاطره را به قصد شریک کردن شما در احساس خوبشان تعریف میکنند برایتان. هرچقدر هم که تلاش کنید خودتان را شگفت زده، خوشحال یا متلذذ (لذت برنده شده؟؟؟) نشان دهید برای آنها مهم نیست، مهم برایشان این بوده که شما دقیقا همان لذتی که آنها برده اند را بچشید.
پاسخ:
سلام
به هر حال سعی می کنم از این کار پشیمونش نکنم 
خودم تا حالا زیاد اتفاق افتاده از حرف زدن پشیمون بشم 
اگه دو نفر به درستی همدیگه رو پیدا کرده باشن تا آخر عمره بی وقفه می تونن با هم حرف بزنن :)
۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۶:۲۴ زهرا ستاری
خاب هایی که نباید تعریف بشن (حداقل نه در محل عمومی ای مثل وبلاگ:) اونایی هستن که وقت بیدار حس می کنین پیغامی براتون داشتن.. دیدین تا حالا حتمن
پاسخ:
یه پرانتز کم گذاشتین
به نظر من هر خوابی یه نکته اولش داره یه نکته آخرش 
 اشکالی هم نداره دیگران هم از این پیغام ها باخبر بشن
مثلا شما با همین خواب من به کلی نکته می تونین پی ببرین 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">