کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
يكشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۳۳ ب.ظ

پیاده

سلام

امروز از سر کار تا خوابگاه پیاده آمدم رکورد قبلی‌ام را شکستم. شماره یک مسجد بود که نمازم را خواندم مثلا فرض کنید من ابومحمد شیخ زین العابدین بن جمشید ولی‌کندی هستم که عازم سفری طولانی بشدم بعد هم تصور کنید این مسجد یک کاروانسرا بود که لختی در آن آسودیم و شوخ از سر باز نمودیم و فریضه به جای آوردیم و حالی آنکه دوباره راه افتادیم. کمی ‌آن طرف‌تر یک پارک کوچک بود که دو تا دختر جوان داشتند از آن بیرون می‌آمدند یکی شان داشت گریه می‌کرد به گمانم عاشق شده بود و این صحبت‌ها. در نقطه شماره دو به یک کبابی کوچک رسیدم و جای شما خالی یک شام مختصری خوردم. بنده خداها مغازه شان کنار بزرگراه بود و داشتند مگس می‌پراندند. شیخ از کبابی بشد و رنج سفر باز هم بر خود هموار کرد. به هفت حوض که رسیدم ناخن انگشت کوچک پای چپم در انگشت کناری‌اش فرو می‌رفت راه بسیاری آمده بودم و ناخن‌ها صبر و توانشان برفته بود و طاقت و هوش. پسر بچه‌ی کوچکی ایستاد و دو تا پایش را باز کرد تا بابایش بخواهد بگوید جیش داری؟ کار از کار گذشته بود. به هر حال این رخداد ناامیدم نکرد و به مسیرم ادامه دادم و در راه به مغازه‌ها نگاه می‌کردم که خواننده‌های وبلاگم نگویند از این بوستان که رفتی ما را تحفه چه آوردی. در نقطه شماره سه کمی ‌لباس خریدم راستش می‌خواستم لباس‌های متفاوتی بخرم حداقل برای داخل اتاق که می‌پوشم البته اگر یک تی شرت سبز می‌دیدم که رویش عکس روباه قرمز بود می‌خریدم اما فقط شلوارک‌های نارنجی و جیغ داشت، من تی شرت سرمه‌ای خریدم. پاهایم درد گرفته بود و می‌خواستم یک مسیر را با تاکسی بروم ولی این کار را نکردم و تا خوابگاه پیاده آمدم. 

۹۴/۱۲/۰۲
هایتن

نظرات  (۷)

شیخ از این سفر که رفتید ، اندرزی در نظرتان نیامد که بگویید و ما به جان بخریم و به کار نبندیم ؟
پاسخ:
:)
من بسیار سفرها کردم و بسیار مردم بدیدم نیک دریافتم که دنیا چون کاروانسرایی محل گذر است پس به خوانندگان وبلاگ خود ارج بنهید و کامنت هایشان را دیر جواب ندهید!
یا شیخ پیاده روی در هوای آلوده خیلی هم خوب نیست تازه انگشت کوچیکه هم الان نفرین میفرمایندتان!!
اوجِ ماجرا،پسر کوچیکه بود:|
پاسخ:
شیخ رویین تنه :)
البته هوا خوب بود یه نسیم خنکی می اومد
من موندم تو سرعت تصمیم گیری این پسره در چنین امر خطیری، حالا من یه شیری کاکائو می خوام بخرم نیم ساعت جلو سوپر مارکت راه میرم و فکر می کنم
وای چقد راااااه
چه امیدی مسیر را بر شما هموار نمود یا شیخ؟

پاسخ:
شیخ از سرزنش ملامت کنندگان دلسرد مشد و استقامت از دست مداد بحث دیدار روی یار و این صحبت ها هم نبود 

بنام خدا
سلام بر شیخ ابو محمد!!! زین العابدین بن جمشید جان

مسیری بس طویل پیمودی و بگمانم تجربت بسیاری اندوختی که بوقتش ما را مستفیض نما.
اگر جای تو میبودم آن رخداد نا امیدم می نمود و به شوق دیدار امیررضا دربستی می ستاندم و بر رنج و مشقتم همی خاتمه میدادم که مبادا فرزندم بمانند آن پسر و دور از چشم اهل خانه!! تاب و توان مقاومت از دست داده باشد و اندک جای نماز خواندن ما را تنگ تر و تنگ تر کرده باشد!!!

یا شیخ به راستی اگر قصد داری رکورد خودت را در گینس ثبت نمایی، آخر هفته به شرکت ما بیا تا با هم !! پیاده به سمت میعادگاه دانش آموختگان و چشم و چراغ صنعت یا همان دانشگاه علم و صنعت باز گردیم :)
پاسخ:
سلام ابوامیررضا جان
پس پسرت رو به خونه آوردی به سلامتی ولی من فکر نمی کنم حضور تو بتونه کمکی بکنه حتی شک دارم که اصلا مقاومتی بکنه :))
خوب من پنج شنبه که باید کار کنم ولی تا عصر کارم تموم میشه اگر عصرش مثلا تا ساعت 6 هستین میام اگرم نه می تونیم یه قرار مثلا تجریش بذاریم از اونجا پیاده برگردیم اون قدیری هم بد نیست یه تکونی به خودش بده من الان امروز صبح با اینکه هنوز خسته م ولی حالم خیلی بهتره :)
پرچم سفید :))))
پاسخ:
چون زود تسلیم شدید امسال جایزه صلح نوبل رو میدیم به شما :))
۰۵ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۰۹ عمو کاکتوس
دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید !

سلام ای دیوانه !
پاسخ:
سلام دیوانه :))
خب آقای دیوانه شما رکوردت چنده؟ :)
۰۵ اسفند ۹۴ ، ۰۲:۳۰ زهرا ستاری
:)))))  (این برای کلن)
بعد این که شما هم روباه؟ چرا انقد همه روباه؟ :)
http://s7.picofile.com/file/8240377476/12552570_1092075870816360_5509519759292392646_n.jpg
پاسخ:
:))
آره والا من هم این اواخر روباه شدم می خواستم در موردش بنویسم 
یعنی میشه حیوون خونگی روباه قرمز داشت؟! :)
اهلی نمیشن لامذهبا، روباهن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">