کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
جمعه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۱۹ ب.ظ

سرسپرده

سلام

پراگ شهر قشنگی است و من را یاد میلان کوندرا و مجموعه داستان "کتاب خنده‌ و فراموشی" اش ‌می‌اندازد. این موقع از سال که چیزی به بهار نمانده قدم زدن در کنار رودخانه ولتاوا لذت بخش است حتی اگر این کار را به تنهایی انجام بدهی. پراگ مثل مسکو یک شهر شرقی نیست، مناظرش شبیه آمستردام است اما اینجا به اندازه آمستردام باران نمی‌بارد و هوایش تو را یاد زوزه‌ی سگ‌ها نمی‌اندازد. یک خوشبختی دیگر هم این است که مردم اینجا مثل اهالی ورشو عاشق آمریکایی‌ها نیستند. رودخانه‌ی ولتاوا جزیره هم دارد. شبیه پارک هستند جزیره‌ها و گمان نمی‌کنم چیزی در آنجا ناشناخته مانده باشد. کمی ‌جلوتر از جزیره اسلوانسکی پل ناروندی هست که از وسط جزیره کوچک استیلچکی ‌می‌گذرد شاید اگر از تهران تا پراگ پیاده رفته بودم ‌می‌توانستم در این جزیره نفسی تازه کنم. آخرین بار وقتی لندن بودم و از لاندن دی‌لایت‌ها ‌می‌خوردم با خودم گفتم اگر از این راحت الحلقوم‌ها زودتر خورده بودم بی‌شک سرسپرده‌ی استعمار ‌می‌شدم. هیچ وقت شکلاتی با این مزه‌ی پیچیده نخورده بودم. اما پراگ، پراگ من را نویسنده‌ی سرکش  رمان‌های عجیب و غریب ‌می‌کرد اگر زودتر با او آشنا ‌می‌شدم. افسوس که دیگر نه فرصت سرسپردگی دارم و نه امید اینکه روزی یک نویسنده‌ی سرکش بشوم. 

+ مثلا این بار برای پیاده روی رفته ام پراگ 

+  توضیح عکس: مثلا من سرکش و سرسپرده شدم در ضمن عکسش مربوط به موزه موچا در پراگ هست که از روبروش رد شدم

۹۴/۱۲/۲۱
هایتن

نظرات  (۱۰)

من موندم شما این چیزا رو از کجا بلدین؟:))
این شاهزاده خانم متفکر کیست؟
بعد ببخشید پدربزرگ شما چندسالتونه که اینجوری می گید؟نه فرصت نه امید! 
پاسخ:
دیگه این فضای آزاد اطلاعات و اینترنت و اینا، در ضمن من واقعا الکی پراگ بودم 
توضیح عکس رو نوشتم :))
این ناامیدی و فرصت به خاطر سن نیست به خاطر شرایطی هست که الان در اون هستم در ضمن بیشتر بیان آرزوم بود تا بیان ناامیدیم :)
واقعا الکی :)))
آها،آرزوتون رو اون وری بیان کردین:)
شما نویسنده هستید،ولی بنظر میرسه وقت نوشتن ندارید،یا اینجا نمینویسید
بیایید یه مدت سرکشی کنید و یه کتاب بنویسید!بعضی از پست هاتون خیلی خیلی جذابه! 

پاسخ:
خوب من دوست ندارم نویسنده متوسطی باشم اگر نویسنده بشم باید بهترین نویسنده محله مون باشم :)
فعلا که باید دنبال یه لقمه نون حلال باشم سرکشی کنم؟! 
۲۲ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۲۸ زهرا ستاری
اینا بش می گن پراها!
ما هم ایشالا قسمت شه قصد داریم تا قبل تابستونی برنامه بذاریم قدم بزنیم کنار این ولتاوا:)
پاسخ:
خوب شما بهشون بگین همون پراگ بهتره یا حداکثر پراگو مثلا
خوش بگذره ان شالله، به ولتاوا سرکشی کنید :)
دقت کردین زندگی ها چجوری شده؟داریم با یه موج حرکت می کنیم!علایق و آرزوهامونم هیچی! همچین شرایطی بهمون تحمیل شده یه جورایی، چه غم انگیز:(
پاسخ:
من خودم رو میگم زندگی سخت تر از اراده من نیست ولی همتم زیاد نیست 
میشه فرق بین اراده و همت  برام بگید؟
پاسخ:
کاری به معنای دقیقش ندارم اراده برای من یک پتانسیله مثل هوش و استعداد که باعث میشه هیچ وقت ناامید نشی و عقب نری، ولی باید همت هم داشته باشی تا به پیش بری
متوجه شدم، ممنون:)
پاسخ:
خواهش میکنم :)
سلام
آخر هفته از کنار ولتاوا درود فرستادم برایتان:)
این خانمه هم عکسش رو در و دیوار زیاد بود هی از خودم می پرسیدم قبلن کجا دیدمش:)
خونه نو هم مبارکه:)
پاسخ:
سلام 
وای خدای من ولتاوا، اونوخ من بیام میذارن توش شنام بکنم؟ آخه دفه قبلی نتونستم جنبه که نداریم :)
از این خانومه می پرسیدین سرسپرده نمی خواد احیانا؟! :))
ممنون، خدا کنه این خونه یه کمی از بهانه هام کم کنه 

بعد اصلن می خاستم اینو براتون تریف کنم
اینجا یه استاد ترک دارم حدس بزنید اسم دخترش چیه؟ سو زلال:))
آدم یاد قصه های شما می افته
پاسخ:
الان منظورتون اینه که من بازم قصه بگم؟ :))
اسم دختر ترک قصه من سوکیمی بود که یه دبه ی آبی هم داشت مال خیلی وقت پیشه الان دیگه حسابی بزرگ شده :)
ممنون که منو یاد اون قصه انداختین :)
شایدم زلال سو
شما واردترین:)
پاسخ:
 زلان سو ترکیب درستیه ولی خوب تو اسم گذاری خیلی به قواعد دقت نمی کنن سوزلال هم می تونه درست باشه بعد اونوخ تو خونه سوزل صداش می کنن احتمالن :)
سوزل خیلی قشنگه:)
شمام قصه زیاد بگین بنظرم:)
پاسخ:
فرصت کنم حتما میگم خودم از وبلاگ نوشتن قصه هاشو دوس دارم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">