کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
چهارشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۱۴ ق.ظ

بدیهی هستی عزیزم

کمی که خواستم در اتاقم قدم بزنم مگسی را دیدم که روی یکی از صندلی‌ها نشسته است، من را از تنهایی در می‌آورد چند تا از برگه‌های سوالات میان‌ترم که حالا دیگر به درد نمی‌خورند را لوله کردم و به مگس بیچاره حمله کردم ولی او خودش را نجات داد  او که نمی فهمد باید برای خالی کردن عصبانیت من می مرد. در مغز کوچک مگس‌ها فقط می‌توان میل به تولید مثل و تلاش برای زنده ماندن را تعریف کرد، چه اینکه بعد از اینکه از دست من فرار کرد به ارتفاعات پناه برد. شما هیچ مگسی را نمی‌بینید که افسردگی گرفته باشد یا فلان غذا را دوست نداشته باشد یا به اسمس جواب کوتاه داده باشد یا بخواهد در زندگی‌اش مخفی کاری کند. نه اینکه غصه ای نداشته باشند، نمی‌فهمند، درست مثل بعضی از ما انسان‌ها که نمی‌فهمیم. جلوی آینه ایستادم خیلی به صحبت روبروی آینه اعتقادی ندارم، تقریبا هیچ وقت این کار را نمی‌کنم و بیشتر مواقع مسخره بازی در می‌آوردم. ولی این بار دیگر قربان صدقه‌ی خودم نرفتم فقط کمی ابروهای پرپشتم حواسم را از موضوع اصلی پرت کرد اما خیلی سریع برگشتم. حالم خوب نبود و شبیه سیب زمینی پژمرده شده بودم، گفتم حالا چرا؟ حالا که دستت به دهانت می‌رسد حالا چرا، به صحبت کردنم روبروی آینه پوزخند زدم و به نظرم راه حل تمام این مسائل بدیهی آمد. 

۹۵/۰۲/۱۵
هایتن

نظرات  (۸)

خب این راه بدیهیتونو بگین ما هم بدونیم:|
پاسخ:
راستش جواب هایی که من بهش می رسم به درد شما نمی خوره ولی یک بار تا ته تهش برین که برای چی ناراحتین یا غصه دارین 
مسئله شخصیه،من گزینه ی سکوت رو انتخاب میکنم:-D 
پاسخ:
داستان از این قراره که یکی از بچه ها مخفی کاری کرده بود حالمو گرفت برگه های میان ترمو لوله کردم بکشمش :)
وای پناه بر خدا
چشما رو چرا اینجوری کردین؟!
ترسیدم:))

پاسخ:
مگس رفته تو جلدم :)
سلام
مگس های دانشگاه مون بیدار شدند
پاسخ:
سلام :)
خوب من برگه های میان ترم زیاد دارم، قبل از اینکه تولید مثل کنن بیا بردار ببر :)
سلام. پست مگس من که هفته پیش همین موقع ها بود به کشتن مگس منجر شد. شاید مگس اتاق من فهمیده بود (فهمیده ی فعل نه، صفت).
پاسخ:
سلام :)
خوب شما آدرس وبلاگتم میذاشتی، ما رو مجبور به انجام کارهای پلیسی نکنین :)
ملت همه اعصابشون خورده، بیچاره مگس ها :)
اتفاقا اعصابم خورد نبود. سرخوش بودم بسی که صداش اومد. زیادی هم اومد. همین زیادیه کار دستش داد...خلاصه که تخسیر خودش بود آقا! اون اول شروع کرد!!!
پاسخ:
زورتون به ما مگسای بیچاره می رسه فقط، دلم می خواد یه بارم یه خرس گریزلی زیاد سر و صدا کنه ببینم چیکار می کنین اونوخ :)
ممنون از بابت آدرس وبلاگ :)
عکس این پست طی همین چند ثانیه عوض شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بخدا؟؟؟؟؟ الان عوض کردین؟؟؟
پاسخ:
عکس قبلی زشت و ترسناک بود نبود؟؟؟؟؟؟؟
نه یکی دو روزی میشه عوض شده بعدم از این به بعد می خوام بیشتر در مورد مگس ها بنویسم :)
هاااااااااااا پس اون چیزی که من خیلی وقتا احساسش میکنم ولی نمی دونم چیه این بدیهیه اس :))
پاسخ:
ببخشید خانوم من از خبرگزاری رویترز مزاحمتون میشم شما از اینکه بدیهی هستین چه احساسی دارین، خیلی اذیت میشین نه؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">