کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها

دوست دارم بهترین متن عمرم را بنویسم و از دنیای فوتبال خداحافظی کنم شبیه ماهیگیری که هر بار به هوس شکار بزرگترین ماهی عمرش به دریا می‌زند تا بعد از آن تا آخر عمرش در خانه بنشیند من هم هر بار سعیم را می‌کنم، یک چیزی می‌نویسم بعد از اینکه نوشتنم تمام شد مثل پیرمردی که تازه شروع کرده نقاشی بکشد خودم را تحسین می‌کنم و با خودم می‌گویم مشکل دیگران این است که به زیر و بم نقاشی من دقت نمی‌کنند. شادی‌ام همیشگی نیست و بعد از مدت کوتاهی نوآوری‌هایم بدیهی به نظر می‌رسند. دیده‌اید وقتی می‌خواهید شاهد یک جنایت را بکشید می‌گوید من را نکش قول می‌دهم به کسی چیزی نگویم؟ هرگز این اشتباه را مرتکب نشوید، این کار حماقت است. حتی اگر پیرمرد قول داد دیگر نقاشی نمی‌کشد به او اعتماد نکنید، اگر یک گلوله وسط پیشانی‌ام خالی کنید قطعا در آینده بهتر از این نخواهم نوشت.

۹۵/۰۴/۲۱
هایتن

نظرات  (۷)

از دنیای فوتبال واقعاً فوتبال یا وب نویسی ... من الان برداشتم خدافظی شما از وب نویسی هست ..اشتباه نه؟
پاسخ:
منظورم همون وبلاگ نویسی بود جو جام ملت هاست الان
به هر حال نه قصد خدافظی ندارم این پست به این اشاره داشت که قدر آدما بعد از مرگشون شناخته میشه :)
من که راضیم
بنظرم لشکر دیوانه یکی از بهترین نوشته های شما بوده تا الان
پاسخ:
خودمم راضی ام معلوم نیس کی این وسط ناراضیه :)
منو نکشین قول میدم یه پست بهتر بنویسم (الکی :)  )
ی سوال ؟؟
اینکه شما اصرار ب نهایت دارین برا چیه ؟؟ آدم قانعی نیستین؟؟ اگر اینطور باشه ک خوبه و همیشه دنبال عالی شدن خواهید بود فقط هیچ وقت راضی نه .. یا چی ؟؟؟

من حماقت گلوله در کردن ب مغز کسی رو انجام نمیدهم ..
پاسخ:
 من اگر در کاری وارد بشم دوست دارم در اون کار دائما در حال پیشرفت باشم نباید کسی بهتر از من باشه
خوب پس سعی کنید جنایتی انجام ندین که مجبور شین شاهدش رو بکشین!
بنظر من تمام این متن به یک جمله برمیگشت:"به زیر و بم های نقاشی ام دقت نمی کنند"
ماهیگیر هم اگر زنی در خانه داشت که میگفت این ماهی برایمان کافیست، چقدر حرص میزنی مرد، آخرش یک روز خودت را به کشتن میدهی با این هوس و و ... شاید ماهیگیر سرد میشد یک روز از خیال گرفتن ماهی بزرگ تر یا بزرگترین...
خوب یا بدش را نمیدانم ولی انگار باید همیشه "یکی" باشد که بهمان دقت کند و بخواهدمان که بزرگتر شویم. یا خودمان یا ماهی هایمان یا نوشته ها و نقاشی هایمان...
کاش آن "یکی" وقتی به دنیا آمدیم چسبیده به ما به دنیا می آمد :))) 
قطعات یدکی مان ناقص است خلاصه!!
پاسخ:
بله خودمم اون جمله رو بیشتر مد نظرم بود
این متن رو یه مدت قبل نوشته بودم که اون موقع مهم ترین جمله ش جمله آخر بود که گفته یه گلوله وسط پیشونیم خالی کنید تا دیگه در آینده بهتر از این ننویسم که خوب نذاشتمش اینجا دیشب یه مقدار تعدیلش کردم گذاشتم :)

نه من روحیه م اینجوری نیست یا حداقل دیگه اینطوری نیستم برای تلاش بیشتر هیچ وقت سرد نمیشم اگر کسی دستاوردام رو کوچیک نکنه
خیلی از ما نیاز داریم حالمون یه خورده خوب بشه تا دنیا رو به آتیش بکشیم 
من این حماقت رو مرتکب میشم و شما رو نمی کشم :)
پاسخ:
پشت گوشتونو دیدین قشنگ‌ترین نوشته‌ی منم می‌بینین :)
جمله آخر چقدر "قشنگ خوب" بود...خیلی زیااااددد!!!!
پاسخ:
من رو یاد یکی از نوشته های قدیمیم انداختید
یک بار تو یکی از پست هام گفته بودم که دوست دارم برم با رعد و برق مسابقه بدم یه داد من بزنم یه رعد اون بزنه ببینیم کی صداش بلندتره البته به شرطی که هیچ کس حق نداشته باشه اون یکی رو جزقاله بکنه 
ما واقعا می تونیم دنیا رو به آتیش بکشیم 
باوشه:)
پاسخ:
من خواستم شما گول بخورین منو بکشین ولی گول نخوردین :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">