کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
پیوندها
پنجشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ب.ظ

خوش به حالت نمی‌فهمی راحتی


امروز برای مراسم چهلم عمویم رفته بودم کرج، شش تا پسر عمو و شش تا دختر عمو دارم و نمی‌دانم باید به هر کدامشان چطور سلام بدهم آن هم در این موقعیت حساس که راه درست تسلیت گفتن را هم بلد نیستم به همین خاطر از خیر دخترعمو‌ها گذشته‌ام و وقتی از با آنها روبرو می‌شدم چیزی نمی‌گفتم که ‌یعنی اصلا حواسم نیست هر چند این حدس را هم می‌زدم که ممکن است فکر کنند پسرعموی نفهمی دارند. دفعه‌ی قبل که عمویم تازه فوت کرده بود و من به خانه‌شان در کرج رفته بودم ‌یکی از پسرعموهایم جلوی در ایستاده بود که روبوسی کردیم و تسلیت گفتم چشم‌هایم خیس شده بود و بدون معطلی به طبقه بالا رفتم  فقط با‌ یکی دیگرشان روبوسی کردم هل شده بودم و نمی‌دانستم باید چکار کنم سرم را انداختم پایین و رفتم کنار پسرعمه‌ام نشستم و تازه وقتی به خودم ‌آمدم فهمیدم متوجه دو تا پسرعموی بزرگم که جلوی در ایستاده بودند نشده‌ام. تا چند ساعت بعد از آن خودم را از پسرعموی بزرگم می‌دزدیدم.

امروز اصغر کنارم نشسته بود اسم خواهرزاده‌اش ابراهیم است از فاصله‌ی دوری صدایش کرد گفت ابراهیم ابراهیم بیا اینجا، ابراهیم 13 سال دارد‌ آمد نزدیک و خم شد تصور می‌کرد مطلب مهمی ‌پیش آمده، اصغر گفت ببین ابراهیم من اشتباه کرده‌ام و چای برنداشته‌ام برو برای من چای بیاور، ابراهیم لحظه‌ای مکث کرد به اشتباه فکر می‌کرد دایی شوخی‌اش گرفته. اصغر از شغل و درآمدم پرسید من هم معمولا نمی‌توانم همان لحظه بهترین و سنجیده‌ترین جواب را بدهم، همه چیز را صاف و پوست‌کنده گذاشتم کف دستش. گفتم پسرعمو چند تا بچه داری؟ گفت یک دختر دارم کنیز شماست. معمولا اگر پسر باشد می‌گویند نوکر شماست و طرف مقابل هم می‌گوید آقاست ولی من نمی‌دانستم در مورد کنیز چه باید بگویم باور نمی‌کنید ‌یک لحظه خواستم بگویم شاهزاده‌ست!

عصری که برگشتم و رسیدم خوابگاه پدرم زنگ زد و گفت ریش‌هایت را بزن. من در این حد می‌دانستم که نباید ریش‌هایم را به خاطر سوگواری برای عمویم بزنم ولی نمی‌دانستم باید برای زدن آنها از پدرم اجازه بگیرم. 

+ اصغر همان یاقوب پسر ملکه‌ی کوهستان است. 

۹۵/۰۵/۰۷
هایتن

نظرات  (۱۷)

مگه ریش و سوگواری منافاتی با هم دارن ؟؟
پاسخ:
درست متوجه نشدم منظورتون رو ولی ریش هم مثل لباس سیاه یک سنته هیچکدوم ربطی به هیچ چیز ندارن :)
عالی بود
http://asaweb.blog.ir/
پاسخ:
:)
یعنی شما نمیدونستی پسر عمو چند تا بچه داره ؟
پاسخ:
تو پست ملکه کوهستان گفتم که ما پسرعمو نیستیم همدیگه رو پسرعمو صدا می‌کنیم 
۰۸ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۲ خانم فـــــ
:|

خب چرا یه تسلیت خشک و خالی نگفتین؟!

:|

شما هنوز خوابگاه دارین؟ ای مرفهین بی درد:)
پاسخ:
خب من تسلیت میگم اونام متقابلا به من تسلیت میگن بعدش رو نمی دونم چی بگم :|
کلا هم تو جاهای شلوغ مخم هنگ می کنه
خوابگاه داریم ینی مرفه بی دردیم!! :)
 فعلا خوابگاه رو دست نگه داشتن ولی اون برنامه هنوز سر جاشه یه مقدار عقب افتاده فقط
سلام
آقا خیلی سخت نگیر
برای فامیلی که سال به دوازده ما ازش خبر نداریم بنظرم اصلا مهم نیست
اگر هم مویرگی ارتباط دارید که اصلا با هم این حرفها رو ندارید...
پاسخ:
سلام :)
ارتباط ما با پسرعموهامون خاصه یک زمانی خیلی خیلی نزدیک بودیم و الان هم نزدیکیم ولی به خاطر فاصله ای که افتاده کمتر همدیگه رو می بینیم
به هر حال این مشکلی نیست که فقط تو این قضیه داشته باشم کلا تو مهارت های اجتماعی یه مقدار مشکل دارم
۰۸ مرداد ۹۵ ، ۰۵:۲۵ واقعیت سوسک زده
اینقدر برایم مواجه با یک عزادار سخت است که کلا مراسم ختم نمی روم :|
پاسخ:
نه خوب این کارو نکنید ماها مسائل رو بیش از حد پیچیده می کنیم 
 من این قضیه رو که گفتم فرقی بین عروسی و عزا نبود در جمع بودن برام سخته
از این به بعد بگین اختیار دارین این چه حرفیه خانومه خانوم
پاسخ:
تعارفات ترکی با فارسی یه مقدار فرق داره ولی خوب بدم نیست من از این به بعد از روش های خودم استفاده کنم مثلا الان شما شاهزاده این :)
می‌گفتین: سلامت باشن!
لغات سلامت باشید، به سلامتی و هم خانوادهاشون اگه نبود من نمی‌دونستم چیکارکنم
پاسخ:
خوب منم به صورتی افراطی از این کلمه استفاده می کنم ولی دوستش ندارم میخوام متنوع باشم :)
آها حل شد از پدرجان پرسیدم گفتن قبلنا اینجام کسی فوت میکرد واسه احترام تا چهلم مردا ریش هاشونو نمیزدند ... آخه چهارم عموم ک جوون هم بود بابام اینا ریشاشونو زده بودند یکم دو ب شک موندم ک پرسیدم .

+ خب شما ک خودتون خلاقین اگه میگفتین این چ حرفیه شاهزاده ان یا پرنسیس ان شاید تو یکی دو مورد بهتون خاص نگا میکردن بعدش عادی میشد چ بسا بعدنا ی لفظ عامیانه هم میشد ..
پاسخ:
خدا عموی شما رو هم بیامرزه
من علاقه دارم رسم و رسوم قدیمی حفظ بشه و به خاطر همین چیزا از بودن در کنار خانواده پدریم که اصالت روستایی رو حفظ کردن همیشه احساس خوبی بهم دست میده 

+ نه نه هیچ وخ از این کارا نکنینا دست میگیرن، شما اگر در همچین موقعیتی گیر کردین فقط سکوت کنین :)
پست ملکه کوهستان عالی بود نحوه تعریف کردن قصه شما رو دوست دارن حس میکنم انگار همونجام میبینم ...

یاقوب دماغش رو عمل نکرده الان ؟؟
پاسخ:
من خودمم اون پستو دوست دارم البته بیشتر این چیزایی که اینجا می نویسم یه اتوده دوست دارم یه روز اگر فرصتی شد بازنویسی شون کنم
نه دماغش اونقدرام بزرگ نیست اون موقع ها شاید سنش کمتر بود به چشم می اومد الان یک جوون قد بلند و خوش تیپه یاقوب :)
مرسی:))
پاسخ:
این حرفا چیه من واقعیت رو گفتم :)) (تعارف تیکه پاره کردن)
روابط اجتماعی من از سلام و احوال پرسی بگذرد زیر خط فقر میشود :|
پاسخ:
به نظر این یه درد مشترک بین بیشتر وبلاگ نویساست 
شما که خودت این کاره ای از این نرم افزارای مترجم هست شمام یه نرم افزار همراه برای روابط اجتماعی اختراع کنید :)
ممنون ...

+ ب من باشه سکوت نمیکنم و اصطلاح ابداعی خودمو میگم از اینم ک دست بگیرن اصن نمیترسم ....
چقد خووب ک اصالت و عقاید منحصر ب خودتون رو حفظ میکنید عالیه این ..

فکر خوبیه ی زمانی ک وقت آزاد دارین نوشته هاتونو ی کوچولو بازنویسی کنید خیلی عالی تر میشه و حتی میشه کتاب خوب ازش درآورد :)
پاسخ:
خوب من مثل شما شجاع نیستم و حرف زدن تو این جمعا برام سخته ولی تو جمعای دوستانه یکی باید منو از برق بکشه :)
دو تا از چیزایی که من در خانواده پدریم و از اخلاق روستایی شون دوس دارم یکیش احترام به بزرگتر و یکی دیگه شم گرامی داشتن مهمانه دفعه قبل با پدرم خونه نوه عموم بودیم اصرار می کرد جورابامون رو بشوره، تعارف نمی کرد واقعا، من این اخلاق رو جای دیگه ندیدم
داستان هه تو رو یک بار بازنویسی کردم ولی به نظرم هنوز جا برای کار داره باید یه وقت حسابی برای این کار بذارم :)

سلامت باشین لطف دارین ( کم نیاوردن)
پاسخ:
سلامت باشین تکراریه شما باختین
۰۸ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۱۶ طاهر حسینی
این تصویر بالا خودتان هستید؟
پاسخ:
سلام 
بله خودم هستم 
ایده خوبیه ولی فک نکنم خیلی گسترده بشه آخه این جور مکالمات خیلی زیاد نیست ..
پاسخ:
نه اتفاقا ایجوری همه مردم هر موقع همو میبینن حال همدیگه رو میپرسن قربون صدقه همدیگه میرن 
تسلیت میگم با کلی تاخیر
پاسخ:
ممنون خدا پدر و مادر شما رو براتون نگه داره 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">