کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
شنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۲۱ ب.ظ

شیرینی‌های خوشمزه‌ی مارتا

لوشن مرغ چاقی بود که به خاطر وزن زیادش نمی‌توانست راه برود. خوشبختی‌اش این بود که مجبور نبود برای پیدا کردن غذا راه برود. مارتا، صاحب مزرعه که زن پیری بود، آب و دانه‌اش را برایش فراهم می‌کرد. لوشن برای دیدن بعضی چیزها مجبور بود خودش را جابجا کند و همیشه از دور شاهد رابطه عاشقانه‌ی کانول، خروس مزرعه، با بقیه‌ی مرغ‌ها بود. علت علاقه‌ی بیش از حد صاحبش را به خود می‌دانست و شیرین‌زبانی‌های مارتا او را در این زمینه دچار توهم نکرده بود، از عاقبتش خبر داشت. لوشن همه چیز می‌خورد و این اواخر مارتا متوجه شده بود او به چیزهای شیرین علاقه‌ی بیشتری دارد این موضوع او را خوشحال کرده بود شیرینی باعث می‌شد وزن لوشن زودتر بالا برود لوشن اما با خودش فکر می‌کرد اگر به خاطر خوردن شیرینی زیاد بمیرد لابد مرگ شیرینی خواهد بود.  

+ همسایه‌ی ما یک مرغ بسیار چاق داشت که نمی تونست راه بره

+ مارتا همین دنیای پیر است که منتظر یک فرصت مناسب است تا ما را بکشد. من و لوشن یک سری شباهت‌ها به همدیگر داریم و البته تفاوت‌هایمان هم کم نیست. از جمله شباهت‌هایمان این است که هر دو خوشگلیم و شیرینی زیاد می‌خوریم و البته بار مسئولیت زیادی بر دوشمان است، بار مسئولیت لوشن را روی شانه‌اش دیدید؟ تفاوتمان این است که لوشن توانایی راه رفتن ندارد ولی من در حال حاضر یکی از بهترین متخصصان مخابراتی این کشور هستم. 

۹۵/۰۵/۰۹
هایتن

نظرات  (۷)

این تصویره چقد خوشگله ......

شاید من مرگ ملسی داشته باشم ....
پاسخ:
موقع مرگ قیافه تون دیدنی میشه، مرگ ملس :))
وای دلم شیرینی خواست:))
بار مسئولیت لوشن که خیلی قشنگه
پاسخ:
شیرینیای مارتا رایگانه هر چقدر خواستین بخورین :)
ولی خوب لوشن نمیتونه با جوجه هاش بازی کنه
عکسه خیلی قشنگ :)
مرغ چاق نازه :دی
پاسخ:
مارتا هم همه ش همینو بهش میگه :)
نقش کانول چقد کمرنگه انتظار داشتم کانول همراه راه نرفتن های لوشن هم باشه  ....
پاسخ:
 موضوع این داستان آرزوی مرگه کانول این وسط یه آدم خوشگذرانه که فقط سوهان روحه :)
پس کانول میتونه راه رسیدن لوشن  ب آرزوش رو هموارتر کنه :)
پاسخ:
کانول سرش با بقیه مرغا مشغوله فقط میتونه سکته بده لوشن رو
مارتاهای زندگیمون بیش باد :)))

پاسخ:
بعضیام اصلا به مارتا نیاز ندارن :)
چراگزینه ی دنبال کردن ندارین؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
اینجا لینکش نیست خودتون باید زحمت بکشین تو وبلاگ هایی که دنبال می کنین آدرس رو دستی وارد کنین،
به سختیش می ارزه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">