کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۰۳ ب.ظ

آنا

چند تا خونه رو دیدیم با مصطفی رفتیم بهش گفتم این مشاور املاکا و اینا یه مجمع سراسری برگزار کردن بعد گفتن خونه‌ها رو چطوری قیمت گذاری کنیم به این نتیجه رسیدن که این کارو با توجه به موقعیت محل کار من انجام بدن یه پرگار گذاشتن هر چی به محل کار من نزدیکتر بوده گرونتر شده دقیقا همین کارو کردن یه پرگار گذاشتن. ‌می‌دونم شوخیش بی‌مزه بود ولی من کلا اینطوری‌ام اگه حالم خوب نباشه شوخیام بی‌مزه می‌شن. بعد رفتیم یه جایی که از محل کار من دور بود ولی بازم گرون بود کلی فکر کردم آخرش به این نتیجه رسیدم که اینا تو اون جلسه نبودن. به یارو مشاور املاکیه گفتم من اگه ‌می‌خواستم با این قیمت خونه بگیرم همون محل کارم ‌می‌گرفتم، فکر کرده من کودنم. یه خونه‌ای رو داشتیم از همسایه‌هاش تحقیق ‌می‌کردیم که چه جوریه یارو مثل کسی که ‌می‌خواد باباکرم برقصه دست و کمرش رو ‌می‌چرخونه میگه اگه فکر کردین اینجا از خونه مجردی و اینا خبریه اشتباه کردین.

یکی از آشناها یه فرم ازدواج برام فرستاده که مثلا قد و وزن رو ‌می‌پرسه البته همه‌ش قد و وزن نیست و مثلا ‌می‌پرسه دیدگاه شما در مورد فلان مسئله چیه بعد از روی این فرم‌ها مورد مناسب بهت معرفی ‌می‌کنن این آشنا چون آدم محتر‌می‌ بود این فرم رو پر کردم وگرنه اعتقادی به این روش‌ها ندارم. یه جا گفته بود مزیت‌ها و ایرادای خودتون رو بنویسین گفتم ضریب هوشیم بالاست ولی عجولم و منتظر موندن اذیتم ‌می‌کنه. به هر حال برزخی شده این ازدواج. یک سری هر کار دلشون خواست کردن و ماها از روی این فرم‌ها به همدیگه معرفی می‌شیم و اگر دو تا سیم کارت داشته باشیم باید تو جلسه خواستگاری پاسخگو باشیم. بعد جالبه به یه دختر خانمی‌ پیشنهاد میدی با هم آشنا بشیم میگه اگه راست میگی از طریق خانواده اقدام کن تازه اگر بگه، یه سری که اصلا اسپری فلفل درمیارن. بعدم میرن به همه میگن فلانی سه بار از من خواستگاری کرده. اینقدر از بابت این موضوع عصبانی و ناامیدم که حد نداره، جدی میگم.

امروز روز چپ دست‌هاست مادر من هم چپ دسته حالا مادرم که سواد نداره، وقتی برامون غذا ‌می‌کشید فهمیدم چپ دسته. الان یاد شب‌هایی افتادم که مادرم با دست چپش برامون آبگوشت می‌کشید، آنا به ترکی یعنی مادر. 

۹۵/۰۵/۲۲
هایتن

نظرات  (۲۳)

شوخی تون بامزه بود به نظر من
پاسخ:
حالا هر دفه که من خواستم محل کارمو عوض کنم اینا مجبورن دوباره مجمع سراسری برگزار کنن :))
سلام
خدا مادرتون رو براتون حفظ کنه 
فرم ازدواج و سایت و ...همه کشکه
ارتباط کاری و درسی تون رو بیشتر کنید و از هر قشری دوست دارید همسر اینده تون رو انتخاب کنید برید جایی که اون قشر بیشتر هستند
کلاسهایی مثل کلاس زبان و دانشگاه و ..که دیگه خز شده
سعی کنید با ادمهایی که قبولشون دارید بیشتر رفت و امد کنید و بخواید به شما مورد معرفی کنن...بعد بگید واسطه بشن که یه جلسه حضوری با همون دختر خانم در حضور همون فرد داشته باشید
مادرتون رو هم اصلا زحمت ندید....یکم ببخشید خودتون رو باید بزنید به پررویی
جلسه بعدی مشاوره رو اگر مایل بودید حضوری با وقت قبلی و پرداخت هزینه لازم برگزار خواهیم کرد :))))
امیدوارم بیتا نباشید و تاتون رو پیدا کنید
پاسخ:
سلام 
شمام سلام میدین تو کامنتا پس :)
خدا عزیزان شما رو هم براتون حفظ کنه، با هم هی آبگوشت بخورین :)
حالا دیگه باید ببینیم شتر بخت ما کجا می خواد بشینه خسته م نمیشه بدشانسی
به هر حال به خاطر شرایط کاری و درسی خیلی اهل شرکت در کارهای اجتماعی و این صوبتا نیستم حداکثر تعامل اجتماعی که دارم وقتاییه که تو مسیر کارم از خیابون رد میشم یا تو تاکسی میشینم مثلا :)
اصلا صحبت هزینه رو نکنید که با این وضع خونه و اینا فعلا اوضاع قاراشمیشه بیام مشاوره حضوری خودتونم یه چیزی دستی بهم میدین :)
:) زتده باد به تو و مادر گرامت. اونایی هم که اسپری در میارنم که اصن خودشون ضرر کردن. والا ضریب هوشی بالا خیلی آپشن بزرگیه. مخصوصا که طرف خودش بدونه. خخخخخ
پاسخ:
:)
شمام که چپ دستین روز شمام مبارک
نه بابا باعث دردسره این ضریب هوشی بالا، هر جا میرم با همه دعوا دارم کلا، مثلا من انیشتنم :)
۲۲ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۵ واقعیت سوسک زده
فرم پر کردن برای ازدواج؟!

پاسخ:
چه می دونم والا، می بینین تو رو خدا؟! :)
۲۲ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۵۸ خانم فـــــ
من گفتم خونه ها شده قیمت خون! شما گفتین نه نسبت به قبل تغییری نکرده. اصلا چه منطقه 1 بگیرین چه 22 قیمت ها یکیه.
من اگه پسر بودما الان بچم کلاس اول بود. عاخه ازدواج کردنم کاری داره! :|
احیانا فرم تبیان نبود؟ :|
پاسخ:
نه خوب خونه های با قیمت مناسب هم هست که به بودجه من می خوره ولی دوره از محل کارم، خونه گرفتم باید یه بنزی بی ام وه یی چیزی هم بگیرم که سر کار میرم اذیت نشم :)
نمی خوام در این مورد بحث کنم که پسر بودن خوبه یا دختر بودن، اونایی که زود ازدواج می کنن یا طرف آشنا بوده یا حمایت خانواده رو داشتن
نه فرم تبیان نبود 
سلام
مادر من هم چپ دستن...
ان شاءالله همیشه سایشون بالا سر شما باشه...
به قول این تکه کلام برادرم...
رفیق بی کلک مادر...
آرزو می کنم در امر ازدواج هم بهترین کیس نصیبتون بشه...؛)
پاسخ:
سلام :)
بعد اونوخ شما از کجا فهمیدین مادرتون چپ دسته؟! 
خدا رفیق بی کلک شما رو هم براتون نگه داره
و اما امر خطیر ازدواج :)
پست رو از پایین به بالا خوندم
تبریک به مادرتون !
خیلی جالب بود اون تیکه اسپر فلفل :)))) آخه بیچاره دخترا حق بدید بهشون :)
شوخیه هم خیلی حساب شده و با مزه بودِ ..
پاسخ:
عه راس میگینا پستای منو میشه از پایین به بالام خوند همینطوری هنره که از هر انگشت من میباره :)
حالا مادرم بهش بگی چپ دستی قبول نمی کنه که، قدیما عار بوده این قضیه :)
این قضیه اسپری فلفل واقعا جدیه بیشتر هم بین دخترایی رایجه که مثلا مذهبی ان :|

کلا سعی کنید بهتون بر نخوره. اون حرکت اسپری فلفل دراوردن دخترا فقط یه حرکت دفاعیه که بگن فک نکن حالا که تو اون سایته منم ثبت نام کردم یعنی من منتظر بودم تا تو بیای من رو بگیری و ... 
در حقیقت دخترا هم اینقدر برخوردا و قضاوتای ذره بینی دیدن که اینجوری خشن شدن یه سریاشون. 
شما از هوش خودتون استفاده کنید و یه خوبش رو سوا کنید و نترسید کلا از چیزی.
این بود منبر ما...
پاسخ:
من سایت ثبت نام نکردم که اون قضیه پیشنهاد آشنایی یه چیز دیگه بود به این فرم و اینا ربطی نداشت این فرمم که گفتم سایت نیست یکی از اساتید اینجا برام فرستاد اتفاقا از فارغ التحصیلای دانشگاه شمان :)
به هر من ظاهر و باطنم مشخصه و این رفتارا اصلا برام قابل درک نیست واقعا الان میترسم به یه نفر سلامم بدم :)
ای هوش پرتوان برس به داد این ناتوان :)
۲۳ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۱ خانم فـــــ
والا ما هم میترسیم سلام کنیم:/
 انقدر که میگن کمبود شوهره احتمال اینکه طرف توهم بزنه که بهش تعلق خاطر داریم زیاده!
در فضای واقعی هم که نمیتونیم بگیم اینا رو ، همین وبلاگا ما را بس.
ولی چقدر خوبه ها این فرما، استادای ما که دستشون به امر خیر نمیره، فقط میگن ازدواج بدبختیه!
پاسخ:
حالا من منظورم سلام و اینا نبود کلا هم دوس ندارم الکی به یه نفر سلام بدم منظورم همون باز کردن سر صحبت و آشنایی و اینا بود راستش نمی دونم این کار چه ایرادی داره که باید بابتش شرمنده باشیم یا از اینکه طرف به نیتمون پی ببره بترسیم 
فقط استادا نیستن آدمای مذهبی باید طرز فکرشون رو درست کنن
باز من برم رو منبر و در راستای کامنت فریال باید بگم ما نسلی هستیم که تو نوجوونی که ذهنیت هاش شکل میگرفت همه ما رو تشویق میکردن به دوری و بداخلاقی با جنس مخالفمون، هر چه سر به زیرتر و سرسخت تر بودیم بیشتر به به و چه چه از والدین و بقیه میشنیدیم...
یه هو جوون که شدیم دیدیم این راهش نیست، اینجوری نه ما اجازه میدیم که کسی ما رو پیدا کنه و بشناسه و نه اصلا مردی راغب میشه و جرات داره که به همچین زن دور از دسترس و جدی و سرسختی نزدیک بشه...ما رو خلاف طبیعت انسانی بار اوردن در هیاهوی جوگیری های بعد از انقلاب...
پاسخ:
راستش من خودم جزو آدمای بداخلاقم تا حالا از هیچ کس یه جزوه هم نگرفتم هدفم هم از این پست این نبود که بخوام بگم بعضی حدود رو نباید رعایت کرد گفتم که از سلام کردن الکی هم حتی خوشم نمیاد، در این حد، تو این زمینه تندرو هستم تا حدودی، ولی در مورد ازدواج مسئله فرق داره کسی که مطمئنه نیت من ازدواجه حق نداره اونطوری برخورد کنه من واقعا به خاطر این نوع برخوردها تا حدود زیادی محتاط شدم 
به قول فردوسی بسی رنج بردم در این سال سی :)

۲۴ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۱۱ خانم فـــــ
@الی: تکبـیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر
چطوری خانم X بفهمه آقای Y نیتش ازدباجه؟!
باور کنین معلوم نیست
بزارید یه خاطره از دوستم بگم.
یکی از همکلاسیاش، پسر خوبی بود از رفتاراش معلوم بود این دوست ما رو میخواد!! حتی به مادرش هم گفته بود خیلی از خانواده ی دوستم، طرز فکرش و اینا میپرسید، پسره غیر مستقیم گفته بود فعلا وضع مالیش داغونه. دوستمم غیر مستقیم گفته بود اشکال نداره ولی اون که نمیفهمید
بعد از اینکه اوضاع کارش و اینا سر و سامون گرفته بود، خبر رسید پسره رفته نامزد کرده با یکی دیگه :|
خود من 2 ماه فول تایم داشتم به دوستم دلداری میدادم- عاقا چرا وقت ما رو میگیرید:))))
بعد دوست من مطب زد
چند وقت بعد پسره اومده میگه نامزدیمو بهم زدم .من از اول شما رو انتخاب کرده بودم!!!

این نمونه ها انقدررررررررررررر زیادن که بخوام بنویسم کتاب میشه.
برای اسپری فلفل به دخترا حق بدید
اینا یه روزی توسط یه آدم بیشعوری شکسته شدن
دلیلشم اینه پسرهای خوب و پاک میترسن برن جلو چون فکر میکنن همه دخترا معیارشون جیب هست.


پاسخ:
من معمولا در این مورد در لفافه صحبت نمی کنم مثلا گفتم من میخوام به نیت ازدواج با شما آشنا بشم البته میگم این اواخر دیگه محتاط شدم و حساب شده رفتار میکنم 
من نمی فهمم چه ایرادی داره از همدیگه سوال بپرسیم یا حرفمون رو مستقیم بزنیم مثلا وقتی اون دوستتون همچین گمانی کرد مستقیم نیت طرف رو میپرسید بعد هم مستقیم جوابش رو میداد البته نه اینکه بخواد طرف رو تحقیر کنه قشنگ و شمرده شمرده حرفاش رو میزد زندگی ما همه ش شده غیر مستقیم، من از غیر مستقیم متنفرم خودمم که مستقیم حرف زدم همون اسپری فلفل و اینا 
یه آقایی داشتیم تو مرکزمون که دانشجوی دکتری بود، می گفت بچه بوده بخاطر دست چپ بودن معلمش مداد لای انگشتای دست چپش میذاشته که دستش درد بگیره و مجبور شه با دست راست بنویسه...
(این بود خاطره ما از دست چپ بودن دیگران)
:)))
پاسخ:
من داداشم شهرام چپ دست بود همین بلایی که شما گفتین سرش اومد الان با هر دو دستش می نویسه من دوس داشتم چپ دست باشم یه مدتم سعیمو کردم مثلا با دست چپ مسواک میزدم ولی نشد :))
:))) با اسپری فلفل تهدید شدید!!؟؟!
البته شماهم حرف درستی میزنید ، باید طرز فکر اصلاح بشه .
حالا ان شاءالله یه خانوم خوب نصیبتون بشه :)
پاسخ:
نه اسپری فلفل که شوخیه منظورم نحوه برخورد بوده که کم از اسپری فلفل نداشته :))
ان شالله همه مون عاقبت به خیر شیم :)
اتفاقا شوخی جالب و پر محتوایی بود :)
یکی از ناکامی های من چپ دست نشدنمه :)
هنگام بوسه زدن بر دست مادرتون یادتون باشه دست چپ مهمتره ......
سن ک از 30 گذشت فرم کار ساز نیست باید ی هفت تیر گذاشت پس کله .... (ما تو داداشمون تجربه اشو داریم)
پاسخ:
حالا این همه استقبال می کنین من مجبورم هی بیام اینجا شوخی بی مزه بکنم :)
الان من این خط رو با دست چپ نوشتم راس میگم نیم ساعت طول کشید :)
هفت تیر بذارن! هیش کی جرأت نداره به من بگه بالا چشت ابروئه :)
حالا ک حرف خاطره شد من ی اعلام حضوری بکنم ..
داداش من چپ دسته روز عقدش عاقد سند ازدواج و داد ک امضا بزنن دیدیم عروسمون چپ دسته سند رو دادن دست شوهر خواهر غروس ب عنوان شاهد امضا کنه طرف چپ دست از آب دراومد عاقده ب داداش کوچکترم گفت بیا شاهد بعدی تو باش بلکه دوماد بعدی هم تو باشی اونم با دست چپ امضا کرد طفلی عاقد برگشت گفت: عجب زندگی چپی دارین شما .....
پاسخ:
من الان یه شوخی بی مزه بکنم؟!
الان با این خاطره شما معلوم شد ایراد کار من کجاست، من به اندازه کافی شاهد چپ دست ندارم :)
من جرائتش رو دارم پس میگم آقای دکتر بالا چشتون ابرو و پیشانی هست :)
یکی از داداشای من ب واسطه همین هفت تیر سروسامان گرفت شانس آوردین خواهرتون نیستم وگرنه تجربه هفت تیر نصیبتون میشد .. (خیلی جدی بخونید لطفا)
پاسخ:
من حسابی شانس آوردم که کسی کاری به کارم نداره :)
شما طرفت رو اشتباه گرفتی الان باید هفت تیر رو طرف دختر خانوما بگیرن :)
سلام سلام

اول اینکه من از اینکه چپ دستم حس خاصی ندارم و باید به عنوان خاطره بگم که سال 5 کارشناسی ما تو یه اتاق 5 تا چپ دست بودیم!!! من، قدیری، تهمک، ابوذر و علی معینی یعنی احتمال 1 در میلیارد که همچین اتفاقی بخواد بیوفته.
اینو گفتم که یه وقت نگی شاهد چپ دست کمه و نیست و ... فقط یه اشاره کن کلی چپ دست برات میریزیم اتاق عقد :)
تازه تو این شرکتی هم که کار میکنم اکثریت قریب به اتفاق چپ دستند!!!
پاسخ:
سلام محمد جان 
بفرما شاهد چپ دستم که از غیب جور شد دیگه چه بهانه ای داری :)
بعد اون وخ موقع غذا خوردن تو اتاق پاد ساعتگرد میشستین :)
چپ دستا الان بدون خونریزی همه جا رو گرفتم حکومت دست چپ دستا بیفته زمین باید برعکس بچرخه
ننوشتنتون طولانی شده.
پاسخ:
می نویسم زودی ولی خوب شما نگاه کن الان خواننده هام سطحشون بالاست کارم سخته یوخده (یه خورده) :)
سلام آقای مهندس
خدا مادرتو برات نگه داره:)
چقدر عصبانی حرف زدی تو...قبلا اصلا اینجوری نبودی...یا شایدم بودی و من یادم نیست...اما بهرحال اگر هم اخلاق جدیده کاملا بجاست... چون آدما واقعا خسته کننده شدن:(
پاسخ:
سلام خانم دکتر 
ممنون خدا مادر شما رو هم برات نگه داره :)
اون قسمت آخر عصبانی شدم خو، شما باشی عصبانی نمیشی؟ :)
راستش نفهمیدم چرا عصبی هستی اصن:))
یعنی نفهمیدم دقیق چی میگی...البته یه حدسایی میزنم:))
راستی س بار بهت ایمیل زدم نمیدونم چرا سند نمیشه
پاسخ:
این صداقت نداشتن دختر خانوما عصبانی و ناامیدم می کنه خوب :)
بعد اون وخ من از این واضح تر حرف می زدم؟
توفیق نداشتی لابد که به من ایمیل بزنی :)
خب منو هم صداقت نداشتن پسرا اذیت میکنه...البته شاید بیشتر ثبات نداشتنشون:)
 کلی دختر صادق هس راهو کج میری:)))
جدی کلی ایمیل زدم نرسید
پاسخ:
این ثبات که الان شما میگی یعنی چی، یعنی مثلا هر روز دنبال یه مورد جدیدن؟ خاک بر سرشون :)
خیلیا خیال میکنن صادقن یعنی فکر نمیکنم شما کسی رو پیدا کنی که قبول کنه صادق نیست البته خوب آره راه منم یه جورایی کج بوده :))
ایمیل شما مشکل داره باز :/
خاکبرسرشون؟ :))))
خیلی خندیدم:)))
پاسخ:
:))
من هم به اندازه شما بلکه بیشتر از این جور پسرا بدم میاد 
راستش اونجور ادما ک مشخصه مریضن کلا ...منظورم ب ی ادم خاص بود...نمیتونم چه جوری منظورمو از ثبات نداشتنش بیان کنم بگم باید داستان تعریف کنم:))
دیگه همه که مثه شما خوب نمینویسن:)
پاسخ:
من عاشق داستانم به نظرم کسایی که می تونن داستان بگن یه فرقایی با بقیه دارن :)
الان شما اینجوری میگی جو منو بگیره خوبه اینقدر بنویسم خفه کنم همه رو اینجا :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">