کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۶ ب.ظ

یار و این صوبتا

به نظرم جنایتکاران باید عاشقای صادقی باشن. بیشترشون فقط مادر پیرشون رو دوست دارن. منظورم اینه که کسی به یه جنایتکار نمیگه من ازت بدم میاد چون تو هیچ احساسی نداری، می فهمین چی میگم، تازه یارو به این ویژگیش افتخارم می‌کنه. نه اینکه دوست داشته باشم یه جنایتکار عاشقم باشه. نمی‌دونم شایدم دوست داشته باشم، آخه من که مادر پیرشون نیستم. ولی خوب غیر از یه جنایتکار حرفای هیچ کس رو باور نمی‌کنم. اینطور نیست که اگه کسی بهم ابراز علاقه کرد برگردم بگم اوه عزیزم من هم از روز ازل تو رو دوست داشتم و خداوند ما دو تا رو برای هم آفریده. تازه از اینایی که مثل سریالای ایرانی مدام گریه می‌کنن بدم میاد. اینارو ولش کنید، گیرم که یکی راست هم گفت چه کاریه؟ اصلا مگه نمیشه ما بدون اینکه همدیگه رو دوست داشته باشیم زندگی مسالمت آمیزی داشته باشیم، مثل نهنگ و اون ماهی آشغال‌خور. من دیدم نهنگ با اون هیکلش به ماهی آشغال خور احترامم میذاره و منتی رو سرش نمیذاره، به این چیزا دقت می‌کنم. من که از فهمیدگی نهنگ تعجب کردم یعنی اگه این اختلاف هیکل وحشتناکشون نبود من فکر می‌کردم اینا زن و شوهرن. این حرفایی که میگن همدیگه رو دوست باشین تا دنیا گلستان بشه ریاکارانه و مزخرفه، اگه همدیگه رو دوست داشته باشیم دنیا خیلی غم انگیز میشه و همه از افسردگی می‌میرن.

حالا چرا دارم امروز این حرفا رو می‌زنم. تمام این داستان‌های عاشقانه تاریخ مثل لیلی و مجنون، فرهاد و شیرین، هملت و ژولیت و حتی غضنفر و گلابتون که هنوز کتابش در نیومده همه‌شون غمگینن، البته ما کاری نداریم کلا هم به ما مربوط نیست که بعضیا یار دارن و این صوبتا خوشحالن. من یه ویژگی هم دارم همه چیز رو غم انگیز می‌کنم، زبونم لال اگه یه عشق خوشحالم گیرم بیاد می‌زنم غم انگیزش می‌کنم. این هفته خیلی غصه دوری از خانواده رو خوردم. در کل هم چیزی در این دنیا به اندازه دوست داشتن من رو عذاب نداده، به نظر من که چیز مزخرفیه.  

 

۹۵/۰۹/۱۱
هایتن

نظرات  (۵)

۱۱ آذر ۹۵ ، ۲۲:۰۳ واقعیت سوسک زده
خب ببینید عشق ذاتی فطرت انسانه ، از خودم نمیگم ها ، عرفا میگن ، عرفای الکی پلکی نه ها ، از اون کار درستهاش ، میگن عشق ذاتی انسانه ، نه اینکه خدا انسان و افریده ، بعد فطرتشو افریده بعد عشق و افریده ، نه ، همش با هم بوده ..
مزخرف نیست ولی غمگینه :(
پاسخ:
من می دونم که همه یه جور نیستن و بعضیا غمشون بیشتر از دیگرانه، به هر حال این دوست داشتنی که من در موردش صحبت کردم با عشق فرق داره بیشتر به فهمیدن و فکر کردن ربط داره، این فکر کردن زیاد آخرش منو می کشه :)
نمیشه که...
ته همه خوشیامون تو فکرامون یکی هس انگار
پس اون کیه؟
پاسخ:
من که نمیگم چیزی به اسم دوست داشتن وجود نداره، ولی اینکه از بابت دوست داشتن کسی خوشحال باشم زیادی لاکچریه وحداقل برای من این دوست داشتن غم و غصه زیادی داشته متاسفانه در این موضوعات آدم نرمالی نیستم و بلد نیستم متعادل رفتار کنم 
تحمل کن صد سال اولش سخته!
پاسخ:
 این یه شوخی بین المللی شده مارکز از روش یه کتاب نوشته به اسم صد سال تنهایی :)
بانی و کلاید طور مثلا :)

+به نظر من آدمیزاد توی غم بیشتر احساس زنده بودن می کنه. برای همین اونایی که سختی و غم تو زندگیشون بوده آدمای عمیق تری ن. البته آدمای سختی کشیده ی لبخند دار قضیه شون فرق میکنه
پاسخ:
من منظورم از جنایتکار یه چیزی تو مایه های این قاتلای حرفه ایه دزدی از بانک که سوسول بازیه :)
+ من خودم موضع مشخصی در مقابل غم و اندوه ندارم بعضی وقتا این آدمای بی خیال رو می بینم بدم نمیاد مثل اونا باشم ولی بلافاصله از خودم بدم میاد که چقدر نفهمم :)
این پست به کامنت  انگار قبلا یبار دیگه خونده بودم! از اون حس هایی که ادم به یه موقعیت های خاص داره! 
پاسخ:
دیگه ما مریض روانی شدیم سادیسمم داریم عاشق غم و اندوهیم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">