کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ شهریور ۹۷، ۰۱:۱۶ - Toktam Rashidi
    :))))
پیوندها
شنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ب.ظ

لشکری از خوبان

خوب می‌شوم. از این امیدواری‌ها به خودم زیاد می‌دهم. ولی واقعا یک صحبت خوب حالم را خیلی خوب می‌کند. به مویی بند است حال بدم، بیشتر وقت‌ها با اینکه از آن لحظه ناامیدم اما به لحظه‌ی بعد امیدوارم. چند روز دیگر تولدم است و با بالا رفتن سنمان آدم‌های خوب اطرافمان کمتر می‌شوند. انگار که لشکری از خوبان به راه افتادند و هر روز یکی‌شان زمین می‌افتد. من هم تیر خورده‌ام ولی زنده‌ام. شبیه قهرمان فیلم‌ها هستم که از اول هم معلوم است نمی‌میرند.

دیشب خواب دیدم توی دریا سوار یک چیزی شبیه زیردریایی هستم و هواپیماهایی که از فضا بهمان حمله کرده‌اند را یکی یکی شکار می‌کنم. موشک‌هایی که می‌زدم خودشان دنبال هواپیما می‌افتادند و منفجرش می‌کردند. دو تا را که زدم سومی‌ بزرگ بود موشک‌ها را که بهش زدم شبیه تیری چوبی که به سپری آهنین خورده باشد پایین افتادند، بدون اینکه حتی منفجر شوند. در خواب گفتم اووپس. بعد هم هواپیمای غول پیکر برای شکار من برگشت، مثل دایناسوری که بهش سنگ زده باشند وحشی شده بود. از خواب که بیدار شدم داشتم فکر می‌کردم موشک‌ها چرا حداقل منفجر نشدند، داشتم دنبال دلیل علمی‌اش می‌گشتم. 

+ لطفا تولدم رو تبریک نگید. 

۹۶/۰۲/۰۲
هایتن

نظرات  (۷)

سلام...
غیبتتان رسما شده بود غیبت کبری، تاجایی که پریروز تو ذهنم برا نبودتون دلیل میساختم :)
همیشه عاشق چهره شاداب شهید باکریتو عکساشونم.
تیر میخوره، جون به لب میشه ولی تموم نمیشه، این ادامه دادنه جذابه.
دلیلش رو پیدا کردین بگین.

پاسخ:
سلام :)
دلیلی که نداره چند بار سعی کردم بنویسم ولی به دلم ننشست 
منظورم از تیر خوردن و زخمی شدن این بود که نمی تونیم ویژگیهای خوبمون رو با بزرگ شدنمون نگه داریم 
هواپیما از فضا... چه جالب
خب حتما چون میافتادن توی اب منفجر نمیشدن:/

من یه بار خواب دیدم سوار یه ترن هواییم بعد اینقدر ارتفاع میگیره که از جو زمین خارج میشه وارد خلا شده بودیم ... من از شدت هیجان احساس میکردم قلبم اومده تو دهنم ... واقعا هیجان انگیز بود ... نمیدونم چرا منفجر نشدم🤔

پاسخ:
نه خب به اون یارو هواپیما می خوردن باید منفجر میشدن لابد
معلموم شد این فضاییا دنبال شما می گشتن، الکی که نیست با ترن از روشون رد شدین :)
چون اون خیلی پیشرفته بوده حتماً یه چیزی ساختن شبیه آینه عمل میکرده نسبت به موشکاییی که میزدید؛ اونارو بازتاب میداده :|

نه من کاریشون نداشتم ک :) ... ترن وقتی از جو خارج شد منهدم شد .... من کاملاً معلق بودم !!!
پاسخ:
مام بچه بودیم یه آینه ای اختراع کرده بودیم هر کی فحش میداد بهش می گفتیم آینه آینه :)

غمگین بودن و ناامید بودن مخصوصا در روزهای تولد... از شما بعیده. از شمایی که عاشق بچه ها و بچه بودن هستید بعید است. این حالت شما عین بزرگی ست. شما می توانستید مدیر مکتب باشید با این بزرگیت، می دانستید؟ 
پاسخ:
حالا دارم سعی می کنم خوب باشم باید براش برنامه بریزم به یه نتایجی هم رسیدم ان شالله بهتر میشم :))
دیروز تولدم بود ولی قراره تا آخر اردیبهشت جشن بگیرم :)
از اون تیر خورده های آمیتاپاچانی که به دوستش میگه تو فرار کن بعد درمندرا میاد سکه میندازه و فیلم هندی میشه!! :))
حالا این خواب خوبه، من خواب هایی میبینم که اگه یادم بمونه میتونم ازش یه فیلم نامه ی علمی تخیلی دربیارم!
پاسخ:
شما اولین نفری نیستین که همچین فکر نابی به ذهنتون رسیده، چند بار سعی کردم از خواب هام داستان بسازم ولی چرت شدن :)
خداییش مال من چرت نبودن فقط آخراش که از خواب بیدار میشدم رو نمیدونستم چجوری باید تموم کنم😆
پاسخ:
از این پایان بازا بذارین خب، 
به هر حال خوابای من همه ش چرته :)
سبک پست مدرن! اصلا خوشم نمیاد... هرچیزی باید ته داشته! خوب باشه چه بهتر :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">