کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ شهریور ۹۷، ۰۱:۱۶ - Toktam Rashidi
    :))))
پیوندها
شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۲۴ ب.ظ

حماقت و مکافات

سلام

یه بیست و چهار ساعتی هست اتفاقات خوبی داره میفته. فرض کنید ناامیدی من از صفر تا صد نمره داشته باشه بعضی وقتا ناامیدیم صده که خب مشکلی نداره و من باهاش اوکی‌ام، ولی وقتایی که ناامیدیم مثلا هشتاده، مثل الان، افسردگی می‌گیرم چون با خودم میگم پس اون موقع که ناامیدیت صد بود احمق بودی، یعنی من ترجیج میدم یه ناامید باشم تا یه احمق باشم.

۹۶/۰۲/۳۰
هایتن

نظرات  (۸)

سلام
هرچقد بیشتر خوندمش کمتر فهمیدمش:||
پاسخ:
سلام 
مثل این می مونه که شما مدام یه اشتباهی رو تکرار کنین و بعد ازش پشیمون بشین، اونوخ میشه حماقت و مکافات :)
ناامیدی صفر یا سی تا پنجاه درصد جز حماقت محسوب میشه یا ناامیدی؟؟
پاسخ:
فقط همون ناامیدی صفر و صد حماقت محسوب میشه، سی و پنجاه و اینا اوکی ان :)

هیییییم... پس گرفتار عجب حماقتی هستم.
پاسخ:
منظورم از ناامیدی صفر خجسته گی بود :)
من از ناامیدی صد در صد واهمه دارم
ناامیدی چیز عجیب و وحشتناکیه
ایستایی و رکود میاره
یه کاری میکنه شما خودتون عامل شکست خودتون باشین
جلو جلو آدم رو محکوم به شکست میکنه
ومن تمام بدبختی های زندگی م رو از ناامیدی کشیدم .
پاسخ:
ببینید این ناامیدی که من در موردش حرف می زنم یک چیز غیر واقعی نیست
 مثلا آخرین دایناسور روی زمین می دونست که دیگه هیچ کس دوستش نداره :)
یا مثلا من دیگه نمی تونم قبل از سی سالگی جایزه نوبل ببرم چون الان سی و دو سالمه :)
ناامیدی غیر واقعی همون حماقت و مکافاته که گفتم 
ینی ممکنه تو ناامیدی 80 عمدا قد ناامیدی 100احساس ناامیدی کنین،که حماقتی توش نباشه؟ یا برعکسه، تو ناامیدی 100سعی میکنین کمتر حس ناامیدی کنین که بعدا اگه کمترشو تجربه کردین حس حماقت نکنین؟
یکیش بنظر خوب میاد یکیش بد...

پاسخ:
ببینید من در ناامیدی 80 احساس حماقت نمی کنم بلکه در ناامیدی 80 متوجه میشم که در ناامیدی 100 احمق بودم بعدم از بابت اینکه در گذشته یه آدم احمق بودم افسردگی می گیرم :)
نمی دونم دقیقا باید چیکار کنم فکر کنم نباید بذارم کار به ناامیدی 100 بکشه یه قرص روانگردانی مرگ موشی چیزی باید تو جیبم بذارم :))
حس حماقته توی ناامیدی 80 بوجود میاد دیگه، چون گفتین تو ناامیدی 100 کنار میاین و حس خاصی ندارین. هرچند حماقته مال زمان ناامیدی 100 بوده ولی حسش تو 80 احساس میشه

اینهمه شما گفتین حماقت منم راحت گفتم، نه یه دور از جونی، نه هیچی :))
خلاصه که دور از جون :)
همیشه باید یه چیزی باشه که وقتی هیچی نیست هم یه چیزی درست کنه آدم بش فک کنه!دیگه به مغزم قد بچگی هام اعتماد ندارم!!!
پاسخ:
خوب این حالت بیشتر به این می مونه که شما پشت صحنه ی یه فیلم خیلی غم انگیز رو تماشا کنین و بفهمین اون صحنه ای که شما به خاطرش گریه کردین همه ش فیلم بوده :)

در مورد حماقت، نه خواهش می کنم راحت باشین :))
من فکر می کنم قبلا اینو گفتم که وقتی بچه بودم خنگ بودم :))
خب الان فهمیدم چی میگین

ناامیدی از یه چیز غیرممکن ، اون بحثش با چیزی که من تو دهنم داشتم فرق می‌کنه
پاسخ:
نشنیدین میگن وقتی کاری از دستت برنمیاد چرا بابتش غصه می خوری؟ این حرف چرتیه :)
اگه بابت چیزهایی که امکانش هست ناامید بشی همون حماقت و مکافاته 
چجوری ناامیدی رو اندازه میگیری؟
پاسخ:
اندازه هاش دقیق نیست همین که به نظرم اتفاق خوبی افتاده یعنی صد نیست :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">