کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۷ شهریور ۹۷، ۰۱:۱۶ - Toktam Rashidi
    :))))
پیوندها
شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۵۷ ق.ظ

فک کنم حوصله‌مو نداره

افطاری معمولا نون و پنیر با سبزی می‌خورم سحری هم چیز خاصی نمی‌خورم وسط شب یه مقدار شیر می‌جوشونم با کیکی کلوچه‌ای چیزی می‌خورم اگر هم شد یه مقدار سیب زمینی سرخ می‌کنم دوباره با سبزی می‌خورم.

 یعنی اینقدر که من سبزی می‌خورم گوسفندها تو چمنزار علف نمی‌خورن، مثلا من هم برم چمنزاری جایی زندگی کنم.

 اون روز خواهرم بعد از این حمله‌های تروریستی تهران بهم زنگ زده بود، نگران شده بود، نه اینکه تروریست‌ها دنبال من می‌گشتن.

می‌گفت جاهای شلوغ و اینا نرم. پرسید افطاری چی می‌خوری؟ بعدم ساکت شد، فکر کردم قطع شده نگو احساساتی شده بود. گفتم نه اتفاقا ماه رمضونی به من بد نمی‌گذره همین دیروز رفتم یه کیلو سبزی گرفتم پاک کردم گذاشتم یخچال، گفت یه کیلو که خیلی زیاده می‌خواستی چیکار، حالا قضیه گوسفند بودنمو بهش نگفتم ولی خوب اینو بهش گفتم که از یارو سبزی فروشه خجالت می‌کشم بگم 1000 تومن سبزی بهم بده، واقعا خجالت می‌کشم خوب. پیرمردیه، وقتی بهش می‌گم دست شما درد نکنه جوابمو نمیده، فک کنم حوصله‌مو نداره.  

۹۶/۰۳/۲۰
هایتن

نظرات  (۱۳)

۲۰ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۰۳ خانم فـــــ
دیگه ازش خرید نکنین:|
والا
پول بدیم بد اخلاقی هم ببینیم؟ این روال من در انتخاب مراکز خرید هست!!!!
اینطوری که پیش برید آخر ماه رمضون وزنتون منفی میشه 
پاسخ:
نه این مرکز خرید اونطوری نیست یه مغازه کوچیک تو یه جای به درد نخوره، خیلی اونطوری آدم قدرتمندی نیست که بخوام تلافی کنم باهاش

من بیشتر وزنم استخونه بزنم به تخته استخونام درشته، یه همسایه داشتیم پاهاش خیلی بزرگ و پهن بود بهش می گفتم تو از نسل اولین دایناسورهایی هستی که از آب اومدن به خشکی :))
۲۰ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۳۲ پرفیـ.) ــوم
این قالب جدیده یا من قبلاً ندیده بودمش ؟؟
به هر حال قالب گل گلیِ دوست داشتنیِ قشنگی هست ، چرخش بچرخه واسه وبلاگتون :)))


پاسخ:
خیلی هم جدید نیست یه ماهی میشه هست 
من خودم متعجب بودم چرا کسی چیزی در مورد قالب جدید نمیگه، بعد اونوخ ملت دنبال بهانه برای باز کردن سر صحبتن :)
۲۰ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۵۵ خانم فـــــ
lمنظور من مرکز خرید ب معنای واقعی کلمه نبود
من خودم از یه پسره که با فرغون سبزی تر و تمیز میاره میخرم:) اینم یه نوع مرکز خریده

پاسخ:
مغازه این پیرمرده تو یه پاساژ قدیمیه پسرش یه مغازه قنادی روبروی همین مغازه داره بعضی وقتا نوه ش تو مغازه می ایسته که خیلی پسر خوبیه 17 سالش اینا باید باشه، من یه مدت سر همین اخلاق پیرمرده مغازه ش نمی رفتم بعد یه بار نوه ش اونجا بود خیلی خوش برخورد بود دیگه گفتم بذار به پیرمرده یه خورده آوانس بدم :))
منم بداخلاقی ببینم قید خرید رو میزنم از اونجا :/
پاسخ:
کار خوبی می کنید :)
بعد اونوخ ما تو محله مون فقط یه نونوایی داشتیم بداخلاق بود می گفت نمی خوای برو جای دیگه، نامرد نقطه ضعف ما رو فهمیده بود، چه غلطی باید می کردیم ما؟ :))
خب پیر مرددیگ توقع زیاد نباید داشت ...بنده خدا شاید متوجه نیست . یا حالشو نداره :))
یادمه  هر دو پدر بزرگم  (وقتی تلفنی صحبت میکردم) اصلاً سلام نمیکرند :| خداحافظیم حتی ... کارشون که تموم میشد سریع قطع میکردن انگار نه انگار من اینور خطم  :))
[اما حضوری اینجوری نبود ، سلام و خدافظی سر جاش بود]

پاسخ:
بعد مثلا زرنگی هم می کنه وقتی مثلا میگم اینقدر سبزی میخوام یا طالبی چیزی میگیرم میگه بیشتر نمی خوای؟ با عصبانیت هم میگه نمیشه نه بگی :))
الان دیگه باهاش اوکی شدم، کلا گناه دارن خب :))
۲۱ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۵۴ پرفیـ.) ــوم
بهانش که هست :دی اهل دلش نیس 
پاسخ:
عرفا گویند اهل دل را دو خصلت باشد، دل سخن‌پذیر، سخن دل‌پذیر :))
یادم نیس کجا و یادم نیس کیا، ولی تو یه مستند دیدم یه عده هستن یا شایدم بودن که عمرای بالای 100 سال داشتن، به گفته خودشون بخاطر خوردن سبزی و میوه زیاد...
خاستم بگم سلام مارو به سال 1464 برسونید ;) امیدواریم سبزی فروشا اونموقع خوش اخلاقتر باشن :) 
پاسخ:
اگه شانس ماست که 100 سال عمر می کنیم بعد اونوخ 40 سال اولش و 40 سال آخرش همراه با درد و رنجه همه ش :))
بعدم تازه اگر دقیقا 100 عمر کنیم اول سلام شما رو می رسونیم بعدم بلافاصله بای بای می کنیم میریم اون دنیا :))
سلاملکم:)
گبول باشه سبزولی
ای بابا ما می خواستیم تحویلت بدیم به داعش که دیگه دست از سرما بردارن
یک کیلو سبزی که زیاد نیس،پاک میکنی نیم کیلو ازش در میاد.اینش خجالت داره
اگه میخای جوابتو بده اینجوری صداش کن:
عمو سبزی فروش...
ولی اگه لبخند زد دیگه بقیه شو نخون بنظرم بذار حوصلش سر بره
پاسخ:
سلام دکتر :)
ممنون از شمام قبول باشه،  
باید الکی یه قرار با داعشیا بذاریم که مثلم من خودمو تحویل بدم بعد سر قرار بگیرم پدرشونو دربیاریم :))
ببخشید مشکل از پاک کردن سبزی توئه من یه جوری پاک می کنم که آخرش یه چیزی هم اضاف میاد :))

به فرض که اومد سر قرار،میشه بگی چطوری میخای بیگری پدرشو در بیاری؟ هر جاشو بگیری منفجر میشه ها. باید ضامنشو بگیری اول. قبلش یکم ضامن پیدا کردن و ضامن گرفتن تمرین کن.بطور سریع

ببخشید یک کیلو سبزی رو تو چند ساعت پاک میکنی عزیزززززم.پس اون چیزی که اضافه میاد رو برگردون به عمو سبزی فروش جایزشو بگیر
بلاگفا ازین شکلک مکلکا داشت چرا نداره اینجا! اونی که نیشش باز بود لدفن
پاسخ:
واقعنی که نمی خوام پدرشو دربیارم، الکی فقط بهش فحش میدم که پدرتو در میارم :)

اتفاقا چند دقیقه بیشتر طول نمی کشه سبزی پاک کردن من، مثل تسوکه تو میتی کومون فقط به چند ضربه شمشیر از وسط نصفشون می کنم :))
داستان ... هایتن! داستان! 
پاسخ:
آره باید یه داستان جدید بگم، همیشه باید شما من رو یاد داستان گفتن بندازین :)
ممنون از سایتتون
پاسخ:
خواهش میکنم اسپم عزیز، وبلاگ منم بذارین به مناقصه :))
منم خیلی سعی میکنم اینجوری کم غذا باشم اما نمیشه! لامصب چیزای خوشمزه به ادم چشمک میزنه!! :))
پاسخ:
مال من که از سر ناچاری بود، دیگه وقت و حوصله غذا درست کردن نداشتم ولی برای خودم شکمویی هستم :)
امیدوارم شدم که لااقل تو شکمویی تنها نیستم!
پاسخ:
بعضی شکمو ها مثل من بعد از یه مدت سیاستمدار میشن :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">