کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
پیوندها
سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۴ ب.ظ

توماسه خانوم هستن ایشون

توماس معدن طلای بزرگی داشت. هیچ وقت یک دست لباس را دو بار نمی پوشید، سال نو با سال کهنه برایش فرقی نمی کرد، از این بابت نه خوشحال بود نه غمگین. چیزهایی هم دلش می خواست که در شهرشان پیدا نمی شد. پسرک سنی نداشت بلندپرواز بود دلش می خواست خیابانی از شمش طلا فقط برای او درست کنند با درختان گیلاسی که شاخه هایش از فیروزه باشد.

توماس بزرگ شد خوشحالی دوستان معمولی اش، همانها که نه ثروتمند بودند نه فقیر، را از داشتن لباس سال نو می دید. مردابی از یک غم بزرگ در دلش پیدا شد. حسودی نمی کرد، می دانست خوشحالی آنها نکته ی شگفت انگیزی ندارد. حتی اگر سال ها لباس نو نمی پوشید باز هم اشتیاقی به آن نداشت. نقشه کشید، پیشتر با طلا تمام مشکلات دنیا را حل کرده بود. فکر خوبی به ذهنش رسید، پسرک شروع به فروختن طلاهایش کرد به هر کسی که بتواند کمی او را بخنداند.

نشان به آن نشان که آدم های نابغه اواخر عمرشان با مزه می شوند، از ضریب هوشی شان برای این کار استفاده می کنند. 

۹۶/۰۷/۱۱
هایتن

نظرات  (۳)

خوشحالی های شگفت انگیز دار چیا بود برایش؟

پ.ن: شاید قضیه همون چاله ایه که هرکی خودش تو زندگی خودش میسازه، یکی واسه طلا میسازه و با طلا پرش میکنه، یکی با یه چیز دیگه، بعضیام هستن که یه چاله ی عمیق تر از هرچاله دیگه تو زندگیشون حفر میکنن، که نه میدونن با چی پر میشه نه سایز و شکلش به چاله پُرکن های زندگی بقیه آدما میخوره که مثلا با طلا پرش کنن، تا وقتی ام اون پر نشه، پر شدن بقیه چاله های زندگی براشون هیچ لذتی نداره...
ولی اگه چاله ای هست، حتما چاله پر کنی هم هست :) 

پاسخ:
بیشتر منظورم این بود که بیشتر خوشحالیای ما بیهوده ست یکی از خونه جدید یکی از ماشین جدید یکی از قبولی در دانشگاه یکی از بچه دار شدن یکی از برنده شدن در یک مسابقه ای خوشحال میشه، همه ش بیهوده ست حالا بعضیا مثل توماس اینو می دونن یعضیام نه نمی دونن :))

پ.ن: خوشحالی شگفت انگیز برای توماس روبرو شدن با یه آدم ثروتمندتر از خودشه :))
چرا بیهودست ؟
پاسخ:
خوشحالی بیهوده نیست دلایلشون برای خوشحالی بیهوده ست،
به نظر توماس هر چیزی که یک نفر دیگه بهتر از اون رو داشته باشه خوشحالی به خاطرش بیهوده ست :)
راستش کل داستان رو نفهمیدم ولی کامنت هارو فهمیدم (خداروشکر!!)
البته بازم مبهمه!!!
پاسخ:
نمی دونم از این بابت گناهکارم که یه حرف ساده رو پیچیده می کنم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">