کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
يكشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۵ ق.ظ

یوهان ولفگانگ فون گوته

سلام

اتفاقای زیادی افتاده تو این مدت، یکیش اینکه خونه م رو عوض کردم. یه مزیتی که خونه جدید داره اینه که صبحا تو پیاده روی کوچه ش ماشین پارک نیست. اول پیاده رو می ایستی تا آخرش خوش و خرم میری، می تونی تو مسیر سرتو بالا بگیری یواشکی سوتم بزنی.

اون روز کوثر داشت با خودش سوت می زد، پریروز که خونه خواهرم بودم. یاسین میگه مامان اگه آدم کمربندش اندازه مورچه باشه چی میشه؟ مامانش میگه همچین چیزی امکان نداره بعد یاسین هی اصرار می کنه که نه اگر بشه چطوری میشه. نگو داشت یه شعر رو می گفت که حقته حقته قورباغه هم قدته سوسکه بلند قدته مورچه کمربندته. کوثر گفت تازه یه قسمت دیگه هم داره، گفتیم خب چیه یه نگاه به من کرد خجالت کشید گفت نمیگم. یاسین هم یادش نبود دیگه آخر سر تو گوش یاسین گفت اونم برگشت به همه گفت، حقته حقته قورباغه هم قدته سوسکه بلند قدته فردا روز عقدته مورچه کمربندته.

و اما عقد، داداش ساده ما برداشته از ارومیه بهم زنگ زده که بهم مورد معرفی کنه. ما به پدرمون میگیم عمی، به نازنین زهرا دخترش یاد داده ما رو عمی صدا کنه. اینکه داشت صحبت می کرد نازنین هی می گفت بده بده، گفتم حاج آقا دخترت داره فارسی صحبت می کنه که! آخه اینا یه داستانی دارن. مامان نازنین می خواد دخترش فارسی حرف بزنه بابا که میشه برادر ما می خواد ترکی حرف بزنه. آخر سر هم با هم به توافق نرسیدن. ولی جالبه سر این قضیه بحث و دعواشون هم نمیشه مسالمت آمیز دارن با همدیگه رقابت می کنن که نازنین ترکی یاد میگیره یا فارسی. داداشم برگشته میگه نه نه ترکی هم حرف می زنه، نازنین بگو "ور" (بده به ترکی میشه ور) نازنین هم میگه ور. بعد ادامه داد که تازه به گرگ هم می گیه گوت. گرگ به ترکی میشه گورد، میگه این داستان شنگول منگول رو میاره هی می پرسه این چیه این چیه منم بهش میگم این گورده نازنین هم میگه گوته. 

۹۶/۰۷/۳۰
هایتن

نظرات  (۱۰)

۳۰ مهر ۹۶ ، ۲۳:۳۹ کـوثــ ـر
چقد خوبه اسمتو یه جا ببینی تو پستا :))
اونم از نوع واقعیش -_-
پاسخ:
اگه من مثلا به جای کوثر کاف می نوشتم اونوخ شما نمی فهمیدین منظورم کیه از این خوشحالی محروم می شدین :))
آره خب -__-

باتشکر که گذاشتید؛مفیوض شویم از نام کوثر :))
پاسخ:
خواهش :)
حتی می تونم از ملت پول بگیرم با اسمشون پست بنویسم :)
والا منم به گرگ میگم "گوت" :))
جدیدا حس میکنم مامانم حق داره، آخه تو روزهای عاشورا تاسوی که همش روضه و نوحه بود، من گفتم هیچی اندازه نوحه های ترکی حال آدمو عوض نمیکنه، تو دلش یه شوری هست اونو ایجاد نمیکنه، مامانم برگشته میگه: دختر من کی تو رو نژاد پرست بار آوردم.
خب شمام یه سر به اون موردا بزنید خب، والا من چند ساله هی میخونم بنده خدا خواهربرادراتون حرص میخورن از دست شما.
بابا رو میگین "عمی"؟؟ چه باحال، اونوقت خود عمی (داداش بابا) رو چه میگین پس؟؟
پاسخ:
الان که فکرشو می کنم می بینم حق با نازنین بوده، گورد میشه کرم گورت میشه گرگ :))
نمیشه گفت نژادپرست، به هر حال این زبان و فرهنگ مادری ماست من اتفاقا فکر می کنم ماها به اندازه کافی به این موضوع اهمیت نمیدیم، از این روشنفکریا :)
کی شما خوندین؟ کجا خوندین؟ سر زدن که مشکلی نداره پول ویزیت که نمی گیرن :))
یه عمو بیشتر نداشتیم که سال پیش به رحمت خدا رفت "داداش" صداش می کردیم 
 
آره گورت میگیم بیشتم :))
نه اینطوریام نیست، من فکر میکنم ما آدمای متعادلی هستیم، اهمیت میدیم افراطی نیستیم. :)
والا خیلی وقتا، یه روز آبجی بزرگه میگن، یه روز آبجی کوچیکه ولی کیه که محلشون بذاره. :))
خدارحمت که، ولی واقعا خیلی جالبه داداش!!!!
پاسخ:
بله دیگه، یکی بود یکی نبود یه روز یه گورت حبه انگورو خورد :))
اهمیت میدیم که خب چه کاری برای حفظش می کنیم، من یه مدت می خواستم برم کلاس زبان ترکی، نشد :)
حالا من خیر سرم اینجا کمتر مطرح می کنم این قضیه رو که ملت نگن شورشو در آورده :)
خدا رفته گان شما رو هم بیامرزه 
سلام سلام دکتر

منزل نو مبارک. دیگه از خونه تکانی هم گذشتی یهو کلا خونه رو عوض کردی؟!
 آقای صاد میگفت که اینجا بهتر و دلوازتره.
منم باید همین اولش که امیررضا حرف زدن داره یاد میگیره چندتا ترکی بهش یاد بدم. این دختر کوچیک  داداش من میگفت بابام خیلی زیاد ترکی بلده تازه به من هم یاد داده. گفتم همشو یاد داده گفت نه نصفشو یاد داده! گفتم بگو نون به ترکی چی میشه. میگه نه فقط "آت" رو که میشه اسب رو بلدم!!! D:
و اما عقد! دکتر منزل که دلوازتر شده دیگه وقتشه دیگه.
بیا با هم یه سفری بریم شاید در مسیری جایی بختت باز شد :)
پاسخ:
سلام سلام محمد 
ممنون، دیگه خونه قبلی خیلی می خواست اجاره رو ببره بالا منم دنبال بهانه می گشتم :)
اینجا آره بزرگتره نسبتا، اگه بازم به سرم زد خواستم تو خونه بدوم اینجا برای به سر زدن بهتره :)
نصفشو یاد داده :))
الان نمیشه خیلی سخته، تو هم همون نصفشون به امیررضا یاد بده :) 
ولی ان شالله بزرگتر که شد یه کاری کن بتونه ترکی صحبت کنه
و اما عقد! باید یه شتری چیزی پیدا کنم ولش کنم تو شهر هر جا نشست در همون خونه رو بزنم :))
نه من سفر رو نمی تونم بیام محمد، اگه زودتر بهش فکر می کردم شاید می شد ولی شما رفتی بگو که فلانی هم دوست داشت بیاد  
آره قشنگ معلومه خونت عوض کردی
از رو فونت نوشته ت فهمیدم "ی" چسبونش به هم ریخته.ولی ایراد نداشت، خداروشکر کن خواننده های باهوشی مث من داری
خخخ چه شعرای جدیدی اومده.قشنگ بود. فقط سوسکه بلند قدته رو نفهمیدم.قبلش که گفته قورباغه هم قدته کافی بود دیگه. نشون میده دوتاورژن هم داره شعرش.کوثر ورژن دخترونه ش شنیده بوده
پاسخ:
ی چسبون رو احتمالا یادم رفته بذارم معمولا دقت می کنم ولی بعضی وقتام نه با خودم میگم بذار اصالت اثر هنریم حفظ بشه :))
نه خب داره میگه قورباغه با تو هم قده ولی سوسکه قدش از تو بلندتره :)
شعرش آره بعدا که تو اینترنت زدم ورژن زیاد داره 
قبلا اتل متل توتوله بود الان جلو داده به این شعرا که به نظرم هردوتاش توی یه سبکن😆 البته امروزی ها باز از از کلمه هایی استفاده میکنن که معنی داره وگرنه واقعا اتل یعنی چی؟ متل چی؟؟ توتوله که دیگه هیچی! 
خوندم تو کامنتا شتر قراره بفرستین واسه پیدا  کردن زوجه! هرجور حساب کردم دیدم نمیشه! دختر مناسب اگه ساکن یه آپارتمان باشه و از قضا اونجا چند واحد دختر دم بخت داشته باشن، شتر فقط تا جلوی راه پله میتونه بیاد و اونجا اتراق میکنه، اونوقت باید شما کل دخترای اون ساختمون رو بگیری؟؟ نمیشه! تجدید نظر کنین 😅
پاسخ:
حالا نه اینکه کل دخترای اون ساختمون برای من صف کشیدن :)
ما دیگه 200 هزار  تا سنگ میندازیم شاید یکیش به هدف خورد :)
نجه کسی نبود یه سنگ هم به ما بزنه!!! من فقط کافیه سنگ رو ببینم خودم میرم تو تیر رسش😆😆😆
پاسخ:
حالا من سنگ میندازم شاید بقیه از روش های دیگه ای استفاده کنن، مثلا بعضیا طور میندازن :)
شما بندازین! خخخ
پاسخ:
گفتم که به فتوای حافظ بر من باید نماز بخونن :)
فتوا رو ولش! به قول ما تُرک ها، سن آتماندا اُول😆😆
پاسخ:
نکته ش فتوا نبود نکته ش نماز بود، یعنی ما از دنیا رفتیم الفاتحه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">