کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۲ ب.ظ

چپی شده ام

این اواخر هر جا می‌روم قبله‌اش چپ است. خانه‌ی خودم و خواهرم قبله‌اش چپ است، محل کار قبلی و جدیدم قبله‌اش چپ است، آن روز دقت کردم جایی هم اگر قبله‌اش مستقیم باشد من به سمت چپش کشش دارم، چپی شده‌ام. در کل دنیایی را تصور کنید که همه مثل این آقا پسر چپکی راه بروند. حداقلش این است که دیگر کسی گردن‌درازی نمی‌کرد و مردم به سختی چایی می‌خوردند.

 با یک جای جدید هم قرارداد امضا کردم، از این به بعد دو جا کار می‌کنم. احتمالا سختم باشد و مجبور باشم برای پیشرفت پروژه جمعه‌ها هم سر کار بروم. به هر حال یک ژنی هم در من هست که سختی کشیدن را دوست دارم. نه اینکه جمعه‌ها به کوه و دشت و بیایان و دشت شقایق می‌رفتم، دیگر نمی‌روم. زندگی‌ام آسان‌تر نمی‌شود. کسی هم چنین قولی بهم نداده بود. خونم از مورچه‌های کارگر که رنگین‌تر نیست، البته اگر خونی داشته باشند بیچاره‌ها.


۹۷/۰۲/۲۸
هایتن

نظرات  (۵)

این سخت کوشی رو از پدر به ارث بردین:)
حالا چپ راه رفتن چه ربطی به گردن درازی داره؟ :-))
پاسخ:
آره، بعضی وقتا فکر می کنم بهترین ویژگی که از پدرم به من رسیده چیه می بینم همین سخت کوشیه
نه خب، یارو وقتی با گردن کج راه میره دیگه نمی تونه گردنش رو دراز کنه :))
این پسر کوچولوی پست آقا یاسین هستن ؟
پاسخ:
نه یاسین نیست، یه پسر کوچولی چپکیه فقط :)
یاسین سنش یه مقدار بیشتره، 8 سالش هست الان
حس میکنم آدم های شبیه شما تو کارشون غرق میشن و زندگیشون میشه فقط کار :|
یه سوال؟؟!! آخرین باری که رفتین پارک یا سینما یا بازار یا اصلا خیابون اما با هدف تفریح کی بوده؟؟
پاسخ:
نه اینکه غرق بشم، کلا من در چیزی غرق نمیشم شنا خوب بلدم :))
کارم رو دوست دارم و توشم معمولا بهترینم :)
چرا خب ارومیه بودم چند باری رفتم پارک و اینا دلم باز بشه، شبیه این علاء الدین بود به غار می گرفت سه سه می باز شو، منم می گفتم دلم باز شو! :)
دو خط آخر ای ول داشت.
پاسخ:
حالا چرا ناشناس، شاعر میگه میازار موری که دانه کش است :)
سلام سلام دکتر

خدا قوت. پسر کو ندارد نشان از پدر    تو بیگانه خوانش نخوانش پسر
حالا از بعد ماه رمضون شروع میکردی دکتر.
دکتر این خونتم زنگ خورش تعریفی اصلا نداره. چندبار (همون یه بار منظورمه!) سعی کردم نشد.
خلاصه طاعات و عباداتت قبول باشه.
این چپی ها آدمای خوبی اند :)

پاسخ:
سلام محمد جان،
ممنون :)
فعلا که جمعه ها نمیرم پنج شنبه ها رو میرم ولی، تا ببینم بعدش چی میشه 
خونه چند وقته تلفنش قطعه مثل اینکه سیماش به هم ریخته، امروز زنگ زدن گفتن مال شما نارنجی و سفیده حالا باید چک کنم ببینم چه مرگشه :)
ممنون، از شمام قبول باشه، 
دیدن آدمای چپ دست همیشه شگفت زده م می کنه، بهش عادت نمی کنم :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">