کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
جمعه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۲۷ ق.ظ

چالش زندگی

امروز می‌خواستم بنویسم یعنی اصرار داشتم بنویسم. من آدم اصرار کردن نیستم و اگر چیزی را به دست نیاوردم بابتش سکده‌ی مغزی نمی‌کنم. ترجیح می‌دهم از دنیا طلبکار باشم و از شایستگی‌های خودم عقب باشم. در هر حال نوشتن امروز مثل اسب سواری می‌ماند که زمین می‌خورد و اصرار دارد دوباره روی اسبش برگردد. 

۹۷/۰۳/۱۱
هایتن

نظرات  (۱)

چرا؟ مگه شما از اسب ِنوشتن افتادین؟
پاسخ:
نه، از توسن سفید نوشتن نیفتادم :)
ولی دیروز یه اتفاقی افتاد که مثل اون اسب سواره خودم رو مقید کردم بنویسم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">