کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
سه شنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۱۸ ب.ظ

دست من نیست ولی

هفت ساله که بودم برادر کوچکم سه سالش بود. شیرین‌کاری‌هاش باعث می‌شد توجه بیشتری رو به خودش جلب کنه. با عقلی که اون موقع نداشتم راز محبوبیتش رو کشف کرده بودم. با خودم حساب و کتاب می‌کردم که من هم باید ادای برادر کوچکم رو دربیارم مثل اون گریه کنم یا مثل او شیرین زبانی کنم.

الان هم همینطوره، بیشتر مواقع دارم ادای دیگران رو درمیارم. زیاد اتفاق می‌افته به تشخیص خودم اعتماد ندارم و با خودم فکر می‌کنم بقیه در این موقعیت چیکار می‌کردن. پر بیراه هم نیست البته مصلحت سنجیم، خیلی وقتا که به تشخیص خودم عمل کردم گند زدم. در واقع مشکل اینه که اگر دست من باشه برای هیچ کاری هیچ محاسبه‌ای نمی‌کنم و در همون لحظه هر چیزی که به ذهنم اومد رو می‌ریزم بیرون.


۹۷/۰۳/۲۹
هایتن

نظرات  (۲)

بی ربط
ولی من 7 ساله بود خواهرم 3 ساله. بعد هر کاری میکرد و من ناراحت میشدم میرفتم میگفتم این اینحوری کرده... میگفتن تو بزرگ تری و باید بگذری و فلان.. گذشت و من 11 ساله شدم و اون 7 ساله. بازم هم اگر کاری میکرد من میرفتم شکایت میکردم میگفتن تو بزرگتری و باید بگذری و فلان... حتی الان که 20 سالمه و اون 16 سالشه باز هم من بزرگ ترم و باید گذشت کنم و خواهر جان هیچ وقت بزرگ نمیشه!!

پست سرشار از تواضع بود در ضمن :)
پاسخ:
خب من از اون طرفم شانس نیاوردم، به برادر بزرگترم پول تو جیبی می دادن به من نمی دادن می گفتم منم می خوام می گفتن تو هنوز بچه ای، بزرگ شدی باشه به تو هم میدیم، حدس بزنین چی شد، من هیچ وقت بزرگ نشدم :)
تواضع چرا؟ 
خب از کارای ملت نمیشه سر در آورد، یارو مثلا به تلفنت جواب نمیده حالا تو انیشتین هم باشی نمی تونی دلیلشو در بیاری، به من باشه دوست دارم زنگ بزنم هر چی از دهنم در میاد بهش بگم، ولی خب خویشتنداری می کنم ببینم بقیه تو این موقعیت ها چه غلطی می کنن :)
اینکه ادم بتونه خودش باشه، واقعا ویژگی خوبیه.. اغلب نقاب داریم. گاهی بخاطر خوشایند دیگران رفنار میکنیم. به وقتایی هم بخاطر کسی که دوستش دازیم، خودمون نیستیم....

خود بودن خیلی خوبه
پاسخ:
حالا ما عجبالتا اون مشکل "به خاطر کسی که دوستش داریم" رو نداریم :))
یک مقدار از این نفاقی که ما داریم به شرایط و عدم تحمل دیگران ربط داره یه مقداریش به متفاوت بودن ما برمی گرده یه مقداریش هم به اعتقادات زنگ زده مون و تصویر چرتی که از خودمون ساختیم برمیگرده زندگی مون شده مثل راه رفتن تو مسیر گل آلود
من شاید 10 درصدم خودی ام 90 درصد بی‌خودی ام :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">