کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
پیوندها
چهارشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۳۹ ب.ظ

ریاضیدان خنگ

مونولوگ من را به چالش کتاب تاثیر گذار دعوت کرده است. من دوست ندارم در چالشی شرکت کنم همانطور که دوست ندارم در دورهمی های وبلاگی شرکت کنم. من را عضوی از یک مجموعه می‌کند.  رفتارم مثل میمونی می‌ماند که برای مدتی افتخار معاشرت با آدم ها نصیبش شده است. به هر حال برای مونولوگ احترام زیادی قائلم.

مونولوگ به درستی توضیح داده که مجموع تمام کتاب‌هایی که خوانده‌ایم روی ما تاثیری گذاشته‌اند که تجزیه کردنش به اجزای مختلف ممکن نیست. یک کتاب به تنهایی نمی‌تواند مسیر زندگی یک نفر را عوض کند، مگر اینکه از اول مسیری در کار نبوده باشد. من هر وقت می‌شنوم  فیلمسازی در ساخت  فیلمش از فلان متفکر تاثیر پذیرفته به نظرم می‌آید یا ساخته‌ی ذهن منتقدی نیازمند به توجه است یا یک ادعایی متقلبانه‌ است برای اعتبار بخشیدن به یک کار بی ارزش، مثل آدامسی که سر آلکس فرگوسن سرمربی منچستریونایتد جویده بود.

دوست دارم خلاصه بنویسم اصلا به همین دلیل تمام داستان‌هایم کوتاه است، مثل نامه‌هایی که یک زندانی از سیبری برای خانواده‌اش می‌فرستد. به هر حال اگر هم برای حرف‌هایم مقدمه نچینم مثل گل رزی می‌مانم که به یک عابر پیاده داده‌اند. یک بار از یکی از دوستانم پرسیدم بزرگترین دغدغه و نگرانی تو چیست او هم جواب داد آلودگی هوا. گفتم حتما داری با من شوخی می‌کنی. فیلسوف وحشت زده‌ای که در حال فرار از دسته‌ای سگ وحشی است و وقتی از او می‌پرسی همین الان داری به چی فکر می‌کنی در حین دویدن قاطر مانندش با داد و فریاد بگوید من نگران آینده بشریتم.

سال پیش که خانم دکتر مریم میرزاخانی از دنیا رفت خواستم چیزی از او بنویسم. وقتی دیدم بقیه هم نوشته‌اند گفتم این شکرخوری‌ها به من نیامده. تمام یا بخش اعظم دوران نوجوانی من با ریاضیات و آن هم با کتاب نظریه اعداد که خانم میرزاخانی یکی از نویسنده‌هایش بود گذشت. مطلقا هیچ چیزی برای من لذت بخش‌تر از درک ریاضیات و خواندن کتاب نظریه اعداد نبود. اولین و تنها باری بود که با این حجم از راستگویی مواجه می‌شدم. آنقدر این کتاب را دوست داشتم که مثل یک متن مقدس همیشه همراهم بود و دلم برای مادرم می‌سوخت که نمی تواند ریاضی بخواند. نه اینکه بخواهم حالتی که داشتم را به دلسوزی تشبیه کنم، دلم واقعا می‌سوخت. 


۹۷/۰۵/۳۱
هایتن

نظرات  (۱۰)

یه استاد داشتیم باهاش مکانیک تحلیلی پاس کردم. جلسه اول گفت هر مذهبی برای خودش یه کتاب مقدس داره.  کتاب مقدس یه فیزیکی باید مکانیک تحلیلی سایمون باشه.
پاسخ:
اگه ریاضی یه دین بود من به شخصه می رفتم یکی از پرایم هاش بشم، پرایم به عالمای دین ریاضی میگن، بعد این پرایما هر کس باید یه مسئله حل نشده رو حل کنه بعد اونو فرق سرش تتو کنه :)
من متاسفم، یه‌جورایی خودخواهی کردم و شما نه نفر رو دعوت کردم. چون می‌خواستم بدونم چه چیزهای جالبی خوندین. اما خب عذاب وجدان ندارم، چون خودم با اکراهی پنهانی این دعوت رو پذیرفته بودم، اما می‌دونستم که مختارم. در مورد شما هم همین خیالم رو راحت می‌کنه :)

از بین تمام کتب معرفی شده، سه تا نظرم رو جلب کرده و این کتاب از همه بیشتر. ولی سطح ریاضیش در چه حدیه؟ من عاشق ریاضی بودم، اما خیلی ساله که هیچ چیزی ازش نخوندم. حتما عشق الکی بوده.
پاسخ:
نه اتفاق پیچیده ای نیفتاده، من در واقع با این توضیحی که دادم با ظرافت مثال زدنیم از اون مجموعه خارج شدم، همزمان خوشحالم که شما همچین چیزی از من خواستید :)
خب این کتاب ریاضی سنگینی داره ولی خوبیش اینه که نیازی به پیش نیاز و اینا نداره، من دوره دبیرستان رکورددار خوندن این کتاب بودم که 7 فصل از بیست و خورده ای فصلش رو خونده بودم :)
 در مورد اعداده مثلا ممکنه یه مسئله اش این باشه که ثابت کنید اعدادی به فلان فرم هیچ کدام اول نیستند.  تو هر فصل یه سری قضایا داره که اثباتش رو هم میاره فرم بیان ریاضی این قضایا و اثبات هاش همون صداقتی رو که توضیح دارم رو به همراه داره، بعد آخر هر فصل یه سری مسائل داره که باید با استفاده از اون قضایا حلشون کرد
حالا چرا ریاضی دان خنگ آقای دکتر ؟
من دوران دبستان یادمه همیشه شب امتحان ریاضی از بس گریه میکردم چشمام پف میکرد :))
پاسخ:
خب در ادامه اون صحبت گل رز و دوستی که آلودگی هوا بزرگترین دغدغه ش بود و  فیلسوفی که سگ ها دنبالش کردن، منم یه ریاضی دان خنگم، می خواستم بگم این حرف ها بیشتر به یه ادعا شبیهه.به هر حال به نظرم هر کس باید با دستاورداش ادعا کنه و همینطوری الکی سرود قهرمانی سر نده :)
:(
پاسخ:
پایان شب سیه سپید است :))
۰۱ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۳۸ خانم فـــــ
الان چه ربطی به مادرتون داشت؟
چرا اینطوری فکر نمیکنید که همه چیز را همگان دانند؟ صرفا ریاضی دونستن یا صرفا علم ایکس رو تا تهش خواندن هنر نیست :///

پاسخ:
نه از مادرم انتظار نداشتم که ریاضی بلد باشه، دوست داشتم این لذتی که من از ریاضی می برم اونم ببره 
۰۱ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۴۶ خانم فـــــ
شما لذت بردن رو دارین دیکته میکنید:/
دلیل نمیشه همه با یه چیز لذت ببرن
من امروز که این پست رو دیدم و این کتاب، همه ی اون دوران الکی خوش بودن با انتخاب ها و استاندارهای دیگران اومد چشمم و گفتم چرا تموم نمیشه واقعا!
نسل ماها باید به این مدل ایده آل گرایی مفرط پایان بدن
بعضی وقتا میگم مریم میرزاخانی اگه عادی تر بود الان شاید زنده می‌بود:(
پاسخ:
پیچیده ش نکنید، مثل این می مونه که شما یه غذای خوشمزه می خورید یه یک صحنه دل انگیز می بینید بعد تو دلتون میگین کاش فلانی هم اینجا بود 
حالا من ایده آل گرا هستم و این موضوع واقعا هم آزاردهنده ست، ولی تو این پست بهش اشاره نکرده بودم :)
۰۲ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۱۰ خانم فـــــ
من از روی جملات میتونم تشخیص بدم:))))))
الکی نمی‌گم بیایید یه کناب تحلیلی روانشناسی بخونید کهp:
پاسخ:
حالا ان شالله یه کتاب تحلیلی روانشناسی هم می خونیم، شاید آدم شدیم :)
۰۲ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۵۳ خانم فـــــ
اختیار دارید شما استادید.
پاسخ:
الان شما از شخصیت برجسته من تمجید کردید :)
سلام سلام

دکتر کارت درسته.
میگم مریم ها که رفتند، رویاها رو دریاب.
بد نیست این کتاب رو معرفی کنی تو گروه 10 روزه بخونیمشا، شاید خدا رو چه دیدی، لذتش از بارهستی بیشتر باشه؟!
حالا جدا از شوخی هیچ وقت نشد بپرسم که با چه حوزه ای از ریاضیات بیشتر حال میکنی؟ مثلا آمار - احتمال یا همین نظریه اعداد و ...؟
پاسخ:
سلام محمد جان، 
خب من ریاضی رو از همه لحاظ چون یه علم استنتاجی هست و نه استنباطی، دوست دارم. بقیه علوم اینجوری نیستن از ریاضیات استفاده می کنن ولی خودشون ریاضی نیستن. ولی خب ریاضی یه ایرادای که داره اینه که تخصص در هر کدوم از حوزه هاش نیاز به صرف زمان زیادی داره و در نهایت هم بعیده به محصولی برسه که بدرد مردم بخوره، یعنی ممکنه بعضی حوزه هاش باشه که کاربردی نداشته باشه، یه سریا تو این رشته دچار پیچیدگی های غیر ضروری میشن و اون لذت اولیه هم از بین میره. به همین خاطر من دوست دارم ریاضیاتی بخونم که به درد رشته تحصیلیم هم بخوره. 

در مورد کامنت خصوصیت هم ممنون، خیلی دوست دارم یک زمانی با همچین آدمایی همنشین بشم  

۲۷ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۳۳ بهارِ نارنج
چرا دوست نداری عضوی از یه مجموعه باشی؟:
پاسخ:
من اگر جواب یه مسئله ریاضی بودم دوست داشتم جواب یکتاش باشم و یکی از چند جواب ممکنش نباشم :)
جواب یکتا چند تا مزیت داره مهمترینش اینه که ابهامی نداره، عضو یک گروه بودن ابهام داره 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">