کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
جمعه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۳۴ ب.ظ

جان من وحشت نکن راسو جان

دیروز و امروز آمدم پارک جنگلی. به خانه نزدیک است و بعید است در این مسیر گم بشوم یا  کسی من را ترور کند. کلی عکس گرفتم و یاد سالهای اول دوره‌ی لیسانس افتادم که بچه‌ها بابت رفتن به کوه و دشت و رودخانه کلی هیجان‌زده می‌شدند اما برای من هیجانی نداشت. البته هنوز هم جزئیات تفاوت دارد و این خاطره فقط یک شباهت کلی دارد با وضعیت الان من. برای من حضور در این موقعیت‌ها و لذت بردن از طبیعت هیجانی ندارد فقط یک لذت پیوسته است. همان موقع هم از همان چیزهایی لذت می‌بردم که الان می‌برم. خوردن جوجه کباب برای ناهار برایم جذابیتی نداشت و برعکس اسباب مزاحمت بود ولی دیدن یک درخت شکسته برایم مثل ملاقات با تولستوی می‌ماند.

نمی‌دانم. با آدم‌هایی مثل خودمان کمتر روبرو می‌شویم و این هم یک بدبختی است. مثل راسویی که در قفس زندگی می‌کند و مدام حال همه را به هم می‌زند. در محل کارم تقریبا با همه دشمنی دارم. تعهد ندارند و در ساعت کاری به مسائل شخصی خودشان مشغولند. گاهی از اینکه حتی بهشان سلام می‌کنم از خودم تعجب می‌کنم و این تردیدهای گاه و بیگاهم در حرف زدن و دنبال یک راه فرار گشتن به دمدمی مزاج بودنم تعبیر می‌شود. تحقه اینکه بعضی وقت‌ها مجبوری در مورد اینکه این کشور لیاقت ماها (من و آنها) را ندارد باهاشان همدردی کنی.

حالم خوب است و شاید بتوانم برنامه‌ریزی کنم ساعت‌های اینطوری بیشتر داشته باشم. خودمان را کرده‌ایم پارکینگی از فکر و خیال‌های به درد نخور، نه کوهستانی از دره‌های سرسبز و تپه‌هایی خاکی یا صخره‌ای با خارهای خشک و درختان سالخورده. 


۹۷/۰۶/۳۰
هایتن

نظرات  (۸)

همه چیز به کنار عجب عکسی داره این پست

https://iranjooje.com
پاسخ:
کلی زور زدم عکسش تعبیر فلسفی چیزی هم داشته باشه :)
دانشمند هستید؟ :)))

آره واقعا، آدم باید برگرده به طبیعت، وسط یه عالمه خاک و حشره و حیوون و این جور چیزا، و لذت ببره. :)

پاسخ:
خب شما اونطرفشم ببین گفتم که شاید گم بشم، یعنی پخمه‌م  :)
من از این به بعد سعی می‌کنم مرتب برم، ولی اونجا حشره و حیوون نداشت برم وسطشون :)
نمی‌دونین چقد دنبال راسو گشتم رو درخت!

هیجان‌زده‌نشدن از طبیعت و بجاش لذت پیوسته بردن؛ انگار بالاخره یه توصیف برای مدل تعاملم با طبیعت و حیوانات پیدا کردم!

تولستوی و هر آدم بزرگ دیگه‌ای، هیچ تمایلی به ملاقاتشون ندارم. کلا از کنار آدم‌های خاص جوری رد میشم که باور کنن نشناختمشون :)

باید رئیس همکاراتون بشین، اون‌وقت می‌دونین چیکار کنین!!
پاسخ:
حالا پیدام کردین یا نه؟ :)
آره بودن در طبیعت یک شادی آرام و مداوم با خودش به همراه میاره 
ملاقات که نه، به درد چندانی نمی‌خوره ولی هم‌صحبتی چرا می‌تونه درس آموز باشه، می‌دونین در کل پریدن با بزرگا بزرگی میاره اگر از اهلش باشیم :)
نه متاسفانه، فضاهای کاری ما تحمل این سخت‌گیری ها ندارن و از هم می‌پاشن
میشه خواهش کنم بیشتر بنویسی:)
پاسخ:
بستگی داره کسی که خواهش می‌کنه کی باشه، ملکه نارنیا یا جادوگر شهر اوز؟! :)
نه ملکه نه جادوگر ، یه آدم ساده:)
من اینجا جدیدم:)
پاسخ:
من دوره لیسانس صدام مزخرف بود، یکی از دوستام بهم میگفت برامون بخون، بعدا فهمیدم سر کارم گذاشته بود :)
به هر حال ممنون، نظر لطف شماست  
کج نویس من الان اونقدری خسته هستم که حس وحال تیکه انداختن به ملتو نداشته باشم..کاملا جدی گفتم..حالا شما به خودت شک داری داشته باش ولی نیت منو خراب نکن
پاسخ:
شوخی می‌کنم باهاتون، بزرگی می‌گفت آدما رو باید از رو شوخیاشون شناخت :)
قبوله ولی قبول کن شبیه شوخی نبود
بلکه شبیه جدی بود!! ^-
ولی تو پستا شوخیاتانِ دیدم ازون مدل نشئت گرفته از هوشمندیاس:"
پاسخ:
اون اندیشمند بزرگی که گفته آدما رو باید از رو شوخیاشون شناخت خود من بودم خب :)
شوخیامان ازون مدل نشئت گرفته از هوشمندیامانِ :)
۱۳ مهر ۹۷ ، ۱۲:۴۵ همون ناشناس
 ادای مارا درنیاور:')
خب من درطی پست خوانی هام چندین سوال برام پیش اومد
اولیش اینه: هایتن چیست؟ ازونجایی که بیکار بودم سرچ کردم**میگفت که یه چیزی تو مایه های برق فشارقوی و اینهاست...
همین منظورتون بوده؟
پاسخ:
ناسلامتی من خودم چهار سال مشهد بودم، الان شما داری ادای ما رو درمیاری :)
هایتن نه به برق فشار قوی ربطی نداره، منم الان سرچ کردم  هایتن در گویش مازنی یعنی حالتی که گوسفندان به صورت فشرده دور هم جمع شوند، ولی به اون هم ربطی نداره :)
 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شود که منظور خود را به روشنی بیان کنند؟ :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">