کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
پنجشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۲۹ ب.ظ

خوابم میاد

ظهری خوابم می آمد صدای کلیک ماوس هم اذیتم می کرد وسایلم را جمع کردم آمدم دانشکده درس بخوانم برای ناهارم الویه گرفتم با یکی از این دلسترهای هولستن، همانکه طعمش مزخرف است. مطمئن بودم روز پنج شنبه ای هیچ کس آزمایشگاه نیست ولی اینطور نبود  دلم می خواست فقط صدای کلیک ماوسش را بشنوم تا بلافاصله باهاش قهر کنم. به هر حال اگر اتاق می ماندم تا همین حالا داشتم به این فکر می کردم که مسئله این است بخوابم یا نخوابم؟

دیروز تولد محمدرضا برادرزاده ام بود دو سالش تمام شد و پس فردا هم تولد ریحانه است 11 سالش تمام می شود و من در هیچکدام از تولدهای هیچکدامشان نبودم سال دومی که من دانشجو بودم ریحانه به دنیا آمد آخرین بار بهم گفت عمو خیلی بدی تو قول داده بودی بیای ارومیه زندگی کنی. وقتی پنج سالش بود ازش پرسیدم ریحانه من تو رو دوست دارم؟ داشت با لپ تاپم بازی می کرد و می گفت اگر نگذاری خرابش کنم منم برات گامپیوتر نمی خرم دوباره ازش پرسیدم ریحانه من تو رو دوست دارم؟ آنقدر پرسیدم که بالاخره تسلیم شد با صدای بلند گفت آره تو منو دوست داری، تو منو خیلی دوست داری، خیلی را با دست هایش نشان داد.

+ الو

- سلام سلام

+سلام سلااام

-خوبی زن داداش؟

+عهههه!

-عه نه به! چه خبر زن داداش خوبی؟ ریحانه و محمدرضام خوبن؟

+ عموووو من ریحانه م

-واااااا

+ (خنده ریز) 

+ چقد بزرگ شدی تو، اصلا نمیشه تشخیص داد!

۹۴/۰۷/۱۶
هایتن

نظرات  (۲)

۱۷ مهر ۹۴ ، ۰۵:۴۱ پوکاهانتس
شما 13 سال است که دانشجو هستید؟! ایول! خوش به حالتان. 
تولد محمدرضا و ریحانه جان مبارک. 

منم یک دایی دارم نامرد همیشه ی خدا تولد من یادش می ماند :))) یعنی عاشقشــم. بهش زنگ بزنین تبریک بگین. اگه هر سال اینکار را بکنید بعد از شانزده سال یک روزی یک جایی کامنت می گذارد "من یک دایی/عمو دارم که همیشه ی خدا تولد من یادش می ماند. عاشقشم!" 

+ پسرعموی من گاهی وقتی می خوابد اگر ساعتِ اتاق از این عقربه ای ها باشد، ساعت را از دیوار می کند و می اندازد بیرون! هههه. یعنی حساس ... الان شما از صدای کلیک کردن موس حرف زدین یاد او افتادم. 
پاسخ:
12 ساله ولی خیلی هم خوش به حالی نیست چیزای خوب داره چیزای غم انگیز هم داره 
ممنون تولد همه برادرزاده ها مبارک 

خوب من که یادم هست همیشه تو خونه هم براشون تولد می گیرن بعد ما عکساش رو می بینیم دوست داشتم باشم پیشش
فردا علاوه بر ریحانه تولد برادرم حامد هم هست کلا خانواده ما تو این چند روز کولاک کرده :))

منم صدای تیک تیک ساعت موقع خواب اذیتم می کنه خاموشش می کنم ولی ساعت ما یه ساعت قدیمیه که مال پدرمه از زمان روستا مونده کلی با تکریم میاریمش پایین 
۱۷ مهر ۹۴ ، ۲۳:۱۱ پوکاهانتس
ای بابا ای بابا
در این مورد انگار تمام شما عمو ها و دایی ها یک مدل هستین. صدای منو فقط همین دایی که عاشقشم خوب تشخیص میده. بقیه همیشه اشتباه می گیرن. 
قضیه منتفیه. صد سال دیگه هم تولدش را اولین نفر تبریک بگین، تا وقتی از پشت تلفن نشناسینش فایده نداره.
تولد برادرتان هم مبارک.
پاسخ:
شوخی بود صدای ریحانه رو که می تونم تشخیص بدم با بزرگ شدنش شوخی کردم :))
حالت پشت تلفنم معلوم بود که شوخی بود ولی اینجا نوشتم شاید خیلی مشخص نباشه 
ممنون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">