کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
سه شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۵۴ ب.ظ

قدیم ها بزغاله ها فوتبال بازی می کردند

حیوانات جنگل داشتند فوتبال بازی می کردند یعنی هنوز بازی شروع نشده بود و داشتند پنالتی تمرین می کردند میمون داخل دروازه ایستاده بود و کفتار با آن پاهای خمیده اش که شبیه میخ های کج طویله بود دورخیز کرده بود تا توپ را از روی نقطه پنالتی شوت کند. بزغاله به شوخی به توپ ناخنک زد و کفتار، که علی رغم ذات وحشی اش مجبور شده بود برای پنالتی زدن مدتی طولانی به صف بایستد، عصبانی شد و به بزغاله حمله ور شد بزغاله بیچاره شانس آورد که یوزپلنگ جلوی کفتار را گرفت. در هر حال بزغاله از آن به بعد دیگر هیچ وقت فوتبال بازی نکرد و اینگونه شد که شما هیچ وقت بزغاله ای را نمی بینید که فوتبال بازی کند درست مثل لاک پشت ها که بعد از اینکه دو نفرشان در یک سانحه هوایی کشته شدند هیچ وقت پرواز نکردند. 

۹۴/۰۹/۱۰
هایتن