کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
يكشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۱ ب.ظ

خبرش را به مادرم برسانید

سال‌هاست اجازه نمی‌دهم کسی کاری برایم انجام دهد پدرم به هیچ کس حتی به فرزندانش اعتماد ندارد و من درکش می‌کنم اما خودم جرأت ندارم به دوستانم بگویم بهشان اعتماد ندارم نه اینکه چیزی را از دست بدهم ناراحتی‌شان را دوست ندارم همین که ناراحت می‌شوند یعنی قابل اعتماد نیستند. به هر حال از سر غرور نیست دوست ندارم کسی کاری برایم انجام دهد این موضوع شامل خانواده‌ام هم می‌شود بیشتر از سر این است که فکر نمی‌کنم لیاقت این را داشته باشم کسی به خاطرم به زحمت بیفتد. سال‌هاست اجازه نداده‌ام مادرم لباس‌هایم را بشورد اوایل ناراحت می‌شد ولی حالا دیگر بیشتر درکم می‌کند. وقتی خانه می‌روم و برمی‌گردم چیزی با خودم نمی‌آورم مادرم می‌گوید پنیر یا چای یا قند یا مربا یا ترشی برای خودت ببر ولی من قبول نمی‌کنم ترجیج می‌دهم اینها بماند خانه خودشان استفاده کنند. این موضوع آنطور که من برایتان نقل می‌کنم طبیعی نیست و تقریبا تمام هم‌اتاقی‌هایی که داشته‌ام هر موقع از خانه برگشته‌اند مقداری توشه با خودشان آورده‌اند. این بار که می‌خواستم از خانه بیایم شب قبلش مادرم دلمه درست کرده بود و خدا می‌داند که من چقدر دلمه‌های مادرم را دوست دارم. شبی برنج هم داشتیم دلمه‌ها ماند و من که می‌خواستم بیایم باز مادرم گفت پنیر، چای، قند، مربا ترشی حتی سیب، گفتم نه فقط از آن دلمه‌ها چند تا بگذارید که برای ناهار بخورم. برداشت همه‌ی دلمه‌هایی که دیشب درست کرده بود را برایم گذاشت و من تا چند روز در خوابگاه از دلمه‌های مادرم می‌خوردم وقتی تمام شد ظرفش را نشستم گذاشتم فریزر و حالا هر چند وقت یک بار برمی‌دارم ظرفش را بو می‌کنم.

 + ساعتی که عکسش را گذاشته‌ام ساعت خراب پدرم است یک ساعت جدید برایش گرفته‌ام و این ساعت را برای خودم برداشته‌ام. لای شیارهایش خاکی است. 

۹۵/۰۳/۰۲
هایتن

نظرات  (۱۵)

۰۲ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۵۷ یه ادم معمولی
اصلا معنی نداره ادم با خودش وسیله ببره خوابگاه ادم خودش میره خیلیه.
پاسخ:
حالا اگه یه نفر خواست محبتی بکنه شما نباید قبول کنین؟
خوابگاهه بابا زندان آلکاتراس که نیست
۰۳ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۱۵ خانم فـــــ
به نظر من هر چی مادرتون میده بگیرید چون مادرها احساس خوبی پیدا میکنن از اینکه برای بچه هاشون چیزی کنار بزارن که با خودشون ببرن، مخصوصا خوردنی:)
من که ترشی رو حتتتتما باید میبردم حتی به قیمت جا گذاشتن کتابا ^-^
پاسخ:
آره خوب خودمم با شما موافقم و این اخلاقم رو دوست ندارم این اخلاق هم در ادامه همون خطر گازگرفتگی هست که تو پستای قبلی گفتم خونه خواهرمم میرم همین برنامه ست میگه غذا بذارم برات میگم نمیخواد 
اگه عمری بود دفه بعد ترشی میارم :)

آخی به حرف مامانتون گوش بدید خوب ... شما میدونید وقتی نیستید اونا چقد فکرشون مشغوله که الان دارید چی میخورید چی کار میکیند...خیلی جوش میزنن اینجوری که ...

+ساعت :)
پاسخ:
حق با شماست البته من سعی کردم باعث نگرانی برا پدر و مادرم نشم اونام خدا رو شکر از طرف من نگرانی خاصی ندارن ولی خوب خودم باید ظرف دلمه رو بو کنم و ساعت خراب به دستم بزنم :)
۰۳ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۹ یه ادم معمولی
همه جا زندونه چه برسه خوابگاه.
نه قبول نکنه بهتره اخه به دردسر می افتن
پاسخ:
نه پس شمام شکایت دارین، وقتشه نامه های مردمی جمع کنیم :) 
منم خو همینو میگم ولی هنرمندانه اولن چیزی نخوای ثانیا اگر کسی محبتی کرد تو ذوقش نزنی مدیونش هم نمونی
۰۳ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۴۹ زهرا ستاری
ای وای از دلمه.. از دلمه مامان که دیگه هیچ
پاسخ:
دلمه واس ماس :)
چه زحمتی هم داره درست کردنش
۰۴ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۵۹ یه ادم معمولی
کارش از نامه های مردمی گذشته دیگه نامه دردی رو دوا نمیکنه.
شما هنرمندید ما بی هنریم تفاوت انسانها.
پاسخ:
حالا شما نامه هاتو بنویس باشه ما رسیدگی نمی کنیم 
تو شهری که من زندگی می کنم هنرمند نبودن هم مثل افسردگی ممنوعه مگر اینکه اعتماد به نفستون بالا باشه
 مال شما انگار بالاست 
من دلمه را فقط به حیث مُرچ میشناسم. که شما احتمالا حتی نمی دانید چی هست. از دلمه ای که میشناسم متنفرم. وقتی غذای گوشتی داریم و من مجبورم زود چیزی برای خودم آماده کنم، اولش بخاطر ویتامین سی و این مزخرفات داخلش دلمه میاندازم اما بعدا تا آخرین حد پشیمان میشوم. بوی خوبی ندارد.
من خوابگاه نمی روم. قرار است سه ماه بعد بروم.
من عکس های منوکروم(؟) را همیشه دوست داشتم. عکس ساعتتان قشنگ است. مرا یاد خاطره ی غم انگیزی انداخت. اما بدانید با اینکه نمی دانم دلمه ای که شما در موردش حرف می زنید چی است که کسی باید درستش کند و از سوپر مارکت نمیشود خریدش، با اینکه خوابگاه نبوده م و نمی دانم چه حسی دارد، با اینکه سه روز پیش این پست را خواندم و کامنت ندادم، الان برگشته ام که کامنت بنویسم و بگویم که من خییییلی نگهداشتن این ساعت را درک می کنم. من خیییییلی این زیر منت هر کسی نرفتن را درک میکنم، هرچند زیر منت خانواده نرفتن را، نه. خواستم بگویم من نمی دانم چرا بعضی اوقات خواندن بعضی پست های شما از من میخواهند گریه کنم. هرچند، من به این ندای غم انگیزشان گوش نمی کنم.
پاسخ:
این پست در مورد غصه ای بود که من از دوری پدر و مادرم می کشم البته وقتی هم که نزدیکشون هستم اوضاع تفاوت زیادی نمی کنه این دوری فقط به حیث فاصله نیست :)
 اینکه گفتم خبرش رو به مادرم برسونید به این خاطر بود که من هیچ وقت به این صورت به مادرم نگفتم چقدر دوستش دارم همین عیدی که می خواستم بهش عیدی بدم عیدیش رو گذاشتم داخل پاکت و بهش دادم و گفتم عیدتون مبارک مادرمم برام آرزوی خوشبختی کرد. 
حالا شاید بقیه بگن خوب ما هم به این صورت لاو نترکوندیم با پدر مادرمون ولی خوب داستان ما فرق می کنه یکبار مادرم بهم گفت من حتی اگه عروسیت دعوتم نکنی بازم میام، این یعنی اینکه ما با مادرمون خیلی مهربون نبودیم. شدم مثل آدم های لال که نمی تونن اونچه در ذهنشون هست رو به خوبی توضیح بدن 
تو خوابگاه حتما دوستای خوبی پیدا می کنین
منظورتون از مرچ فکر کنم فلفل دلمه ست دلمه ها خیلی می تونن متفاوت باشن دلمه ای که من بیشتر دوست دارم با برگ تازه درخت انگور پیچیده میشه و مواد داخلش هم شاید با اون چیزی که شما دارین متفاوت باشه به هر حال نه فکر نمی کنم اون چیزی که داخل سوپرمارکت باشه با این دلمه ما یکی باشه این یه عکس از دلمه های ماست بعدم ما معمولا دلمه رو با ماست سیردار می خوریم که خوشبوتر هم میشه تازه :)
 
http://www.netnazar.com/wp-content/uploads/2015/03/tumblr_nm0xw6Vnvn1unt1cso1_1280.jpg
من حس شما رو خیلی خوب درک میکنم.
پاسخ:
سلام نیستین شما!
کدوم حسم رو درک می کنید؟ 200 نوع حس داشتم تو این پست :)
سلام،یه کم سرم شلوغ بود،وقتم آزادتر شه برمیگردم.
خب اکثر حس هاش رو.مثلا منم ترجیح میدم از خونه چیزی نیارم،البته واسه من گاهی غرور هم قاطیش میشه.یا اینکه هر چند وقت یکبار ظرفش رو بو می کنید.این نوع کارها واسم آشناست.
پاسخ:
ان شالله که به دلیل خوبی سرتون شلوغ شده باشه 
یک همچین حس هایی شاید تو اکثر آدما باشه شدت و ضعفشون فرق داره مثلا من یه اخلاق بد دیگه که دارم چون از هیچ کس چیزی نمی خوام و حتی اجازه نمیدم بهم محبت کنن خودمم به همون نسبت دوس ندارم کاری برای کسی انجام بدم :|
شما اینطوری نباشین :)
ده روز برای رسیدن خبری آن هم برای شخص مهمی مثل "مادر" کافی است ... آیا خبرش به مادرتان رسید ؟؟
اگه رسیده باشه ک واکنششون قابل وصف نیست چ بسا ک خودشون فهمیدن :) 
پاسخ:
اون که خوب مادرم حتما می دونه من چقدر دوستش دارم ولی این حق رو داره که بهش ابراز کنم حالا شاید راهش این نباشه که بهش بگم من ظرف دلمه ای که برام درست کردین رو نگه داشتم
 همه مون باید سعی کنیم مهربون تر باشیم دوست داشتن خالی اصلا کافی نیست
دلیلش درس و مشقه:)
من اینطوری نیستم،شما هم که به من توصیه میکنید اینطوری نباشم،خب خودتونم اینطوری نباشین:)
چه جمله ی خوبی گفتین واقعا،دوست داشتن خالی اصلا کافی نیست!
پاسخ:
توجیه که نباید بکنم ولی بخشی از این روحیه به تاریخچه زندگیم و نوع شخصیتم ربط داره که کاملا مستقل هستم و سعی می کنم باری روی دوش کسی نذارم واسه همین به نظرم همه باید کار خودشون رو خودشون انجام بدن به خودی خود این روحیه بد نیست ولی در مورد من باید تعدیل بشه :)
البته اگر دوست داشته باشم برای کسی کاری انجام بدم معمولا منتظر نمیشم ازم بخواد خودم ازش میخوام اونکارو براش انجام بدم
دوست داشتن خالی خال خالی خالی تنها :) 
دقیقا :
پاسخ:
:)
آره منم با اینکه تعدیلش کنید موافقم:)
دوس داشتن خال خال طرح دار،دوس داشته شدن خالی تنها :)
پاسخ:
نه اتفاقا دارم شدیدتر میشم این اواخر بعضی وقتا به تلفنم جواب نمیدم :(
ما که از هر دوش خالی خالی هستیم  به فتوای حافظ باید برامون نماز بگذران :)
میشه درستش کرد :)
پاسخ:
عمرا :)
نرود میخ آهنین در سنگ

http://photos02.wisgoon.com/media/pin/photos02/images/o/2016/1/5/12/500x500_1451985819887366.jpg
قانع شدم  :)
پاسخ:
خوب پس خدا رو شکر نیازی به میخ نیست :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">