کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۲ بهمن ۹۶، ۱۱:۰۰ - صحــ ـــرا
    :)
  • ۸ بهمن ۹۶، ۱۳:۵۷ - بق بقو
    :))
پیوندها
جمعه, ۲۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۲۷ ب.ظ

کافه بوکا

مدتی هم هست در تانزانیا گرفتارم من چه زندگی پر فراز و نشیبی دارم همین یک سال پیش بود که هر روز صبح برای پیاده‌روی به کنار رودخانه ولتا در پراگ می‌رفتم. امروز هشداد برای دیدنم به اینجا آمده بود از همین در شماره‌ی پنج دیوار مرزی داخل آمد من جلوی در زیر اطلسی‌ها منتظرش بودم وقتی سوار بر جیپ سبز لجنی از کنار دشت‌های نیمه‌خشک آفریقا رد می‌شدیم توماس را بهش نشان دادم گفتم او همان توماس خنگ است، من هیچ وقت به تو دروغ نگفتم. پیاده از کنار مهمانسرای پارک حیات وحش که فقط دو تا اتاق دارد گذشتیم و داستان درختان توت سربریده را برایش تعریف کردم. وقتی به استادیوم رسیدیم من برایش تعریف کردم که اوایل دوری مان وقتی در این استادیوم می‌نشستم تنهایی‌ام به اندازه‌ی یک استادیوم بزرگ می‌شد، خدا را شکر که الان هشداد را دارم. به سمت کافه بوکا رفتیم بهش گفتم تو را به خدا عجله نداشته باشد، من در تمام رویاهایم با تو یک قهوه در این کافه خورده‌ام. بوکافه بیشتر شبیه کتابخانه است وقتی نشستیم چند تا از دانشجوها داشتند سیگار می‌کشیدند گفتم من سیگار نمی‌کشم‌ ها!

هشداد دختر زیبا و بسیار باهوشی است اما مذهبی نیست گفتم کاش مذهبی بودی گفت منظورت خداست؟ گفتم منظورم سبک زندگی‌ات است گفت سبک زندگی‌ام اشکالی ندارد گفتم حجاب نداری در حالی که داشت کتاب‌ها را زیر و رو می‌کرد گفت مگر در تانزانیا هم حجاب احباری است شوخی‌اش گرفته بود گفت آدم‌های مذهبی راستگو نیستند و برای اعتقاداتشان دلایل قانع کننده‌ای ندارند گفتم تو مگر برای دوست داشتن بوی پونه‌های کوهی دلیل قانع کننده‌ای داری گفت من اصلا دلیلی برای این کار ندارم آن‌ها برای همه چیز سندهای مسخره پیدا می‌کنند گفتم کاری به آن‌ها نداشته باش این یک قرار است بین من و تو گفت شما مردها آدم‌های خودخواهی هستید گفتم قبل از هر چیز باید به هم اعتماد کنیم گفت من به تو اعتماد دارم ولی به نظرم زندگی را بیش از حد جدی گرفته‌ای. 


۹۵/۰۸/۲۱
هایتن

نظرات  (۹)

۲۱ آبان ۹۵ ، ۱۷:۰۹ واقعیت سوسک زده
به نظرم این مدل قانع کردن یک نفر برای در پیش گرفتن سبک زندگی مذهبی هیچ وقت جواب نمی دهد !!! 
و اینکه هشداد هم اشتباه می کند ادم های مذهبی را جای خود مذهب می گیرد ، باید به هشداد گقت می دانستی ابن ملجم یکی از زیبارویان عرب بود ، قاری قران بود و از بس عبادت کرده بود پیشانی اش کبره بسته بود ، ابن ملجم خیلی مذهبی می نمود اما فرق مذهبی را دو تا کرده بود ...
پاسخ:
سنگ مفت گنجشک مفت شانسم رو امتحان کردم :)
این حرف شما که پیروان دین از دین جدا هستن فقط از لحاظ تئوری درسته و به نظرم ما با این حرفا دنبال در رفتن از زیر بار مسئولیت هستیم مثل مربیان فوتبال که میگن ما فوق العاده ایم این بازیکنا هستن که از دستورات ما پیروی نمی کنن 
۲۲ آبان ۹۵ ، ۰۵:۲۹ واقعیت سوسک زده
معیار قضاوت دین به حساب نمی ایند ... 

پاسخ:
حالا کی گفت به حساب می آیند هر چند من خودم نمی دونم معیار قضاوت در مورد دین چیه نرخ طلاقه میزان شادی مردمه یا شایدم سعادت اخرویه 
۲۲ آبان ۹۵ ، ۰۹:۱۸ خانم فـــــ
بیاد حجاب داشته باشه و بعد از چند سال از این ور به اونور بشه و بگه گور بابای همه چیز چه کار میکنین؟
بعد ببینین با آدم مرتد دارین زندگی میکنین!
ضمن اینکه بچه هم دارین.
و بد ترین حالت برعکسشه، یعنی شما زن باشید و طرف مرد.

تنها ترس من از ازدواج همین تغییرات 180 درجه هست، هیچکسو نمیشه مجبور کرد در عین حال اون طرف میتوته همه زندگی آدمو به لجن بکشه، طلاق هم زمان از دست رفته رو باز نمیگردونه، خیلی بی انصافیه:(((( 

پاسخ:
خوب اگه مرتد شد که گردنش رو می زنیم تمومه نیازی به طلاقم نیست :)
پناه بر خدا من چطور می تونم زن باشم!! :))
ان شالله این اتفاق نمی افته ولی واقعا متاسفم که شناخت آدم ها در کشور ما به این سختی شده، مردم همه مارموز شدن :)
خب یه هشداد با حجاب بیاب برادر من که از این مشکلات نداشته باشی  :-)  

ولی بوی پونه های کوهی رو تا کسی خودش استشمام نکنه درک نمی کنه چه حس زیبایی هست، ولی قانع کننده نیست برای اونهایی که این درک رو نداشتن :-)
پاسخ:
مگه چن تا هشداد داریم؟! :)
میگن خدا یکی عشقم یکی :))
بعدم من یه آدم مذهبی هستم ولی اون انتقاداتی که هشداد از آدم های مذهبی داشت رو منم دارم
پس دفعه بعد به جای قهوه باید با هشداد چای پونه کوهی بخورم :) 

۲۲ آبان ۹۵ ، ۲۱:۰۷ خانم فـــــ
یا شیخ مسالتن!!!!
آدم مذهبی آیا با دختر زیبای بی حجاب میشینه حرف میزنه؟ کافی میل میکنه؟ نچ نچ نچ
p:

پاسخ:
شیخ نیتش این بود که ایشون رو به راه راست هدایت کنه و به آغوش اسلام برگردونه :))
حیف که اینجا شکلک از خنده روده بر شدن نداره، من نمیدونستم هشداد یکیه!

پاسخ:
برعکس این من بودم که نمی دونستم هشداد چند تاست برم دنبال بقیه بگردم :))
من میگم اعتقادات هر کس به خودش ربط داره ، حتی تو بعضی موارد و بعضی انتخابا برام معیار نیست ... ولی تو موردی که شما به این خوشگلی تو پستتون آوردین بنظرم تا زمانی که نقطه اشتراکی اونم در حد قوی پیدا نشه دوام و ثبات سخت پدید میاد .. البته تلاش برا قانع کردن قابل تحسینه :)
پاسخ:
این مسئله پیجیده تر از اونه که در یک پست بتونم توضیحش بدم ولی تکلیفم رو با خودم مشخص کردم شاید تا یکی دو سال پیش اینطور نبود ولی الان می دونم دارم در مورد چی حرف می زنم به هر حال فارغ از همه این مسائل دو نفر که می خوان با هم باشن باید سبک زندگیشون به هم بخوره و در این مورد با هم به توافق برسن
خوبه که داشتین هشداد رو به دین راستین تشویق می کردین اما خب گوش خیلیا از این قبیل حرف ها پُر شده، شاید بعد از ازدواجتون تحت تاثیر اخلاق پسندیده ی شما و یکی بودن حرف و عملتون به دین اسلام میگِرَوید! 
پاسخ:
نه من همچین کاری نمی کردم! روی این پست وقت زیادی نذاشتم به نظرم ولی بیشتر منظورم سبک زندگی بود با بهشت و جهنم و مسیر راست کاری نداشتم :)
خب سبک زندگی هم ارتباط تنگاتنگی با عقاید داره دیگه! کسی که مثلا به مساله محرم، نامحرم، اعتقاد داشته باشه سبک زندگی شو طوری انتخاب میکنه که همسو با عقیده ش باشه! (حالا شما بیاین باز یه چیزی خلاف حرف من بگین! ) 😅

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">