کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۳ ب.ظ

افسردگی بروسلی

سلام

امروز نزدیک‌های صبح شارژ گوشی‌ام تمام شد شارژش که تمام می‌شود یک ناله‌ای می‌کند (یک ویبره‌ی کوتاه) و خاموش می‌شود کاری که احتمالا همه قبل از مرگ انجام می‌دهند. من دیگر نفهمیدم که ناله‌اش مال زنگش بود برای نماز یا مال آخرین ناله‌ی قبل از مرگش بود، ساعت دیگری در خانه ندارم و کسی هم نیست ازش بپرسم. به هر حال بیدار شدم ولی بعدش فهمیدم نیم ساعتی به اذان مانده، این موضوع را بعد از اینکه گوشی‌ام کمی ‌شارژ شد و روشنش کردم فهمیدم.

ظهری خانه را جارو کردم و پنجره‌ها را باز کردم داشت باد می‌آمد و به نظر هوا خوب بود. طبقه‌ی اول که هستم بین این همه ساختمان از بیرون چیز زیادی نمی‌بینم. سال قبل که خوابگاه بودم از اتاقمان برج میلاد دیده می‌شد. وقتی هوا آلوده می‌شد برج میلاد به زحمت دیده می‌شد و من افسردگی می‌گرفتم. وقتی باد شدیدی می‌آمد تمام آلودگی برطرف می‌شد و طوفان افسردگی من را هم با خودش می‌برد. این اتفاق به ندرت می‌افتاد و برای من خیلی شگفت انگیز بود، به من احساس یک سوار گمشده در بیابان بعد از طوفان شن را می‌داد. با هم اتاقی‌ها در مورد دیده شدن برج میلاد با همدیگر به تبادل نظر می‌پرداختیم. من می‌نشستم حساب می‌کردم با چند تا کولر می‌توانیم این باد را به صورت مصنوعی ایجاد کنیم. این کار را با دقت بسیار انجام می‌دادم، هزینه ی زیادی دارد ولی ارزشش را دارد که با آن دیگر هیچ کس افسردگی نگیرد. آن روز در رادیو یکی از این متخصصان احمق ازدواج می‌گفت با معتادها و افسرده‌ها ازدواج نکنید، با خودم گفتم اگر یک آدم افسرده‌ این حرف‌ها را بشنود حتما افسرده‌تر می‌شود. این حرفش من را یاد یکی از فیلم‌های بروسلی انداخت که روی سردر یک رستوران ژاپنی نوشته بود ورود سگ‌ها و چینی‌ها ممنوع است.

در مورد افسردگی‌ام شوخی می‌کنم این کار را در مورد ضریب هوشی‌ام هم انجام می‌دهم. آن روز در محل کارمان آسانسور خراب شده بود و باز نمی‌شد کلی تلاش کردم و مدام دکمه را می‌زدم که باز شود که باز نمی‌شد در نهایت به آبدارچی شرکت زنگ زدم و بهم گفت برو یک یا دو طبقه بالاتر بیرون بیا. یکی دیگر از بچه‌ها که او هم در آسانسور گیر کرده بود خودش به عقلش رسیده بود و رفته بود دو طبقه بالاتر پیاده شده بود. من از هوش بالای او تعجب کردم و به مدیرمان گفتم من با این ضریب هوشی‌ای که دارم اگر به فلانی زنگ نمی‌زدم تا شب داشتم همان دکمه را فشار می‌دادم. 

۹۵/۱۱/۲۸
هایتن

نظرات  (۷)

۲۸ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۴۸ خانم فـــــ
شاید با افسرده ها بشه زندگی کرد ولی با معتادها نه p:

پاسخ:
نه خوب نباید افسرده ها رو کنار معتادا میذاشت بعدم باید بلد باشه چطور حرف بزنه، مثلا می گفت وقتی یه نفر آدم شادیه بهتره با یه نفر آدم شاد ازدواج کنه :)
من نتیجه گیریم ضعیفه هایتن
:/
پاسخ:
نتیجه گیری نداره آقای دال، این یه متن بی خود و بی جهته :)
اگر یکی طبقه اخر خواست بره بعد باز نشد میشه یک یا دو طبقه بیاد پایین تر؟
پاسخ:
ای بابا شمام که مثل من نابغه این :))
نمی دونم باید برم از آبدارچی شرکت بپرسم :)
یکی چندوقت پیش اصرار داشت به من ثابت کنه که همه افسردگی دارن، منم دارم، هی میگم من خوبم، میگه نه، تو خودت نمیفهمی :)))

میگن بشینین جلو آفتاب اگه تو فصل پاییز و زمستون احساس افسردگی میکنین، حالا یکی نیس بگه کجااااا!! ما که حیاطم داریم این همه آپارتمان که فرت و فرت سبز میشه مگه میذاره افتاب برسه!
حالا تو تهران دیگه هیچی...
یه sanctuary رو پشت بوم ساختمونتون بسازین...گل و سبزی مبزی و اینام بکارین قشنگ... :)
پاسخ:
افسردگی به نظرم به این معنی که طرف بی خود و بی جهت ناراحت باشه چیز مزخرفیه ولی خوب همه ما بعضی وقتا یه دلایلی داریم که بابتشون خیلی غصه می خوریم افسردگی به معنای اولو آدمای کمی دارن احتمالا، یه حالت دیگه م هست که طرف اینقدر افسردگی از حالت دوم رو میگیره که در نهایت تبدیل میشه به افسردگی به حالت اول که دیگه اونوخ خودشم نمی فهمه چی شد اینطوری شد، فکر کنم منظور اون طرف این حالت سوم بوده :))
من اون روز رفتم تو صف نونوایی جلو آفتاب واستادم، با یه تیر دو نشون زدم :))

 sanctuary  بمونه برا وقتی که یه پنتاوس خریدم :)
 "با معتادها و افسرده‌ها ... سگ‌ها و چینی‌ها" 
هم تحلیل متخصص به قول شما احمق برام قابل فهم نیست و هم مقایسه ژاپنی ها و هم نظر شما.
پس اگه یک معتادی هم این حرف رو بشنوه معتادتر میشه با این اوصاف.
خب کسی که پی برده افسرده است بجای افسرده تر شدن میتونه , درمانش رو در اولویت قرار بده .
من اگه تو آسانسور گیر کنم و کمی زمانش طولانی شه خیلی زود میمیرم :)
پاسخ:
به نظرم افسردگی واقعی یه بیماریه مثل سرطان و این منصفانه نیست یه کارشناس تو برنامه رادیویی بگه مثلا با کسی که سرطان داره ازدواج نکنید، مردم انتخاب های خودشون رو دارن ولی تصریح کردن به این موضوع به این صورت بی رحمانه ست
عجب! پس شما علاوه بر این که مثل من نابغه هستید شیرزن هم هستید :)
حالا من با احمق بودن اون طرف کاری ندارم ولی خب آدم شاد اگه کنار یه افسرده باشه طبق قانون " کمال همنشین " اونم خود به خود غمگین میشه! من خودم دنبال آدم های شادی ام، سراغ داشتین آدرس منو بهش بدین، با تشکر 😆
پاسخ:
نه خب کاری به درست بودن یا غلط بودن حرفش ندارم، اینکه این آدما رو طرد کنیم من رو عذاب میده 
آخه نگفته که طرد کنیم، گفته وصلت نکنیم! چون اگه ازش تاثیر بگیرم و مام بشیم مثل اون چی؟؟ اونوقت مشکل میشه دو تا! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">