کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندها
شنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۵۵ ب.ظ

هرگزت نقش من از لوح دل و جان نرود

یک بار مطلبی نوشته بودم که عنوانش یک ربع آزادی بود. من یک ربع تا دم کشیدن چای وقت آزاد داشتم،  شروع کردم شمردم که با این یک ربع آزادی چه کارهای باارزشی می توانم بکنم به جایش نشستم و وبلاگ می نویسم. عقل ندارم که، یک ربع آزادی من که اندازه یک ربع سکه بهار آزادی ارزش داشت.

بعضی وقت ها شعری از یک شاعر بزرگ می خوانید و با خودتان می گویید ای کاش این شعر را نگفته بود و من می گفتمش. خواهشا فکر نوشتن مطلبی با عنوان یک ربع آزادی را از سرتان بیرون کنید. 


۹۶/۰۶/۱۱
هایتن

نظرات  (۸)

خواجه شمس‌الدین محمد هایتنِ شیرازی! :)
پاسخ:
:)
حافظ در وصف من گفته اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را :))
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۰۴ حضرت کازیمو
چرا تو این یه ربع وقتتو هدر دادی اومدی وبلاگ نوشتی؟ می‌رفتی آپولو هوا می‌کردی :)
پاسخ:
اتفاقا نکته ش همین بود، یعنی اون کارایی که تو اون یه ربع می تونستم انجام بدم همه ش بیخود بود :)

عه موضوع خوبیه🤔
من دوست دارم بنویسم😑 دربارش🤔
پاسخ:
خب باشه درباره ش بنویسید موضوع اینه که شما هیچ وقت نمی تونید به خودتون افتخار کنید که مطلبی با این عنوان نوشتید همه ی افتخارش واس ماس :)
این عکس الان اتیتود شماس؟ :))
پاسخ:
این عکس به پشت موش مینازه منم به عنوان پستم، هر دو مون متوهم و نفرت انگیزیم :)
جالبه، نفرت انگیز قرار بود مثلا گورو باشه، ولی تو هر سه قسمت یکی دیگه نفرت انگیزتر از آب درمیومد

متوهم چرا؟ این آدامس شگفت انگیزه خیلی جای پیشرفت داشت، اگه قرار نبود همیشه قهرمانا برنده شن قطعا نقشه ش میگرفت
ینی میخام بگم یونیورسال هم پارتی بازیه :)))

پ.ن: جایزه ندارم که راجب یک ربع آزادی ننوشتم؟ میدونین که آدمو از هرچی منع کنن حریص تر میشه بهش، الان من کضم حرص کردم ;)

پاسخ:
من که ندیدم قستمای دوم و سومش رو، ولی خب این پست قرار بود عنوانش یه ربطی به نفرت انگیز داشته باشه الانم یه ربط دوری داره :)
متوهم از این لحاظ که جایگاه خودمون رو تو این دنیا نمی دونیم حداکثر می تونیم خودمون رو با چند نفری که اطرافمون هستن مقایسه کنیم همین میشه که به اشتباه خیال می کنیم کار درستیم 
جایزه شما یک ربع سکه بهار آزادیه ولی خب بهتون تقدیم نمیشه چون که گفتم که، یک ربع آزادی ها همه ش مال منه :)
خب نمینویسم :|... یعنی توی یک ربع من کار خاصی نمیکنم نهایت به دیواری چیزی زل بزنم و فکر کنم ...

یا آبجوش بخورم ...
پاسخ:
حالا مثلا اگ بالای یه کوه بلند بودین می تونستین الکی داد بزنین بعدم آب جوش بخورین گلوتون که نرم شد دوباره داد بزنین :()
سلام دکتر

یه فیلم از شهریار نشان میداد که این شعر ترکی رو خوند. خیلی برای من تاثیر گذار بود.
همش یاد شما بودم. چون با شهریار با اون تحقیق ادبیات شما آشنا شدم.
https://ganjoor.net/shahriar/torki/sh8/
کلا در شما و شهریار قرابتی حس میکنم حالا نمیدونم دقیقا در چی هستش؟!
پاسخ:
سلام محمد جان
دست درد نکنه بابت این شعر خیلی قشنگ، ندیده بودمش :))
منم باید همون موقع مثل شهریار درسو ولی می کردم میرفتم دنبال عشق و عاشقی :))
به نظرم آدم ها بیشتر از اونچه به نظر میاد به هم شباهت دارن، انتخاب هاشون متفاوت بوده 
بالاترین نمره کلاس شدم با اون تحقیق :))
وقتای آزاد من از یک ربع گذشته به شمش طلا رسیده که نمیدونم دیگه در چه راهی باید خرجشون کنم! 
گفتین دوست داریم شعر فلان شاعر رو ما میگفتیم، من دلم میخواد ماشین زمان داشتم، به گذشته میتاختم (اسب! ) بعد تمام شعرها و ترانه هایی رو که حفظ بودم اون موقع میگفتم و به اسم جد بزرگم ثبت میکردم! حالا کاری ندارم که توی گذشته یکم هم گنجینه برا الانم جایی دفن میکردم، آخه اینا جزء حاشیه های نقشه ی شوممه😅😅
پاسخ:
نقشه شوم :))
بعد اونوخ اگه گنجینه تون رو به صورت سکه های ربع آزادی دفن می کردین همه ش مال من می شد، چون همه ربع آزادی های دنیا مال منه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">