کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین نظرات
پیوندها
چهارشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۵۵ ب.ظ

پنج

ما پنج تا برادریم علی داداش که برادر بزرگمان است این عکس را انداخته و در این عکس نیست. جالب است که شماره‌ی شناسنامه من هم پنج است و انگار از اول قرار بوده ما پنج تا برادر باشیم و برزگر بزرگترین برادرم بی‌خودی به دنیا آمد و از دنیا رفت. من دلم برای برزگر که 15 سال قبل از من به دنیا آمده و و از دنیا رفته تنگ می‌شود و به خاطرش گریه می‌کنم پدرم می‌گوید برزگر صورتش مثل کلم سفید بود این تنها چیزی است که من در مورد برزگر می دانم. نمی‌دانم شاید برزگر شبیه من بوده، اگر او زنده بود الان شما علی داداش را هم در این عکس می‌دیدید.

اعتماد به سقفم عالی است صورت من کجایش شبیه کلم است؟

من اگر قرار باشد پنج تا اعتراف صادقانه بکنم چهار تایش مربوط به برادرانم است. خیلی دوستشان دارم ولی می‌دانید زندگی پیچیده است به ما نیامده این روحیات پروانه‌ای. یک بار خانه‌ی دایی‌ام مهمان بودیم که کوثر خواهرزاده‌ام آمد بغلم نشست دایی‌ام تعجب کرد و انگار که ایران آرژانتین را برده باشد با تعجب گفت آفرین؟!؟!؟! یعنی به ما نیامده خواهرزاده‌مان بغلمان بنشیند و اصلا مگر ما چیزی هم می‌فهمیم؟

باز هم دارم غصه‌هایم را برای شما دشماخ می‌کنم، دشماخ یعنی چه؟ مرغ را دیده‌اید زمین را می‌کند برای غذا؟ به آن می‌گویند دشماخ.

این هم از پنج مستقیم،

من:  تاکسی! تاکسی!

خاویر: بله! بله!

من:  پنج مستقیم میری؟

خاویر:  نه خیر، ساعت هفت با کشیش قرار دارم. 

۹۵/۰۲/۰۱
هایتن

نظرات  (۱۰)

داری نور بالا میزنی برادر!!!
روزتم مبارک.
پاسخ:
روز مردو که به همه مردا نمیشه تبریک گفت!
روز پدر شمام مبارک :)
من هم یه برادر داشتم ازم یه سال کوچکتر بود و 3 روزه بود که فوت کرد، بعضی وقتا خوابشو میبینم ، بعضی وقتا هم میگم حتما حکمت بوده وگرنه اگه عمرش به دنیا بود الان میخواست زن بگیره:| منم ذاتا با هر گونه زن داداش مشکل دارم!
عکستونم خیلی جالب و با نمکه، همه انگار هم سنن تقریبا، شما آبی راه راه سمت چپین؟

پاسخ:
عمر و زندگی که دست خداست و به قول شما حتما حکمتی در کار بوده برزگر رفت و چیزی از غصه های این زندگی ندید، منی که دلم حتی برای برزگر هم تنگ میشه الان دوازده ساله از پدر و مادرم دورم
نه اشتباه کردین شما از صد صفر میگیرین اون شهرامه کوچکترین عضو خانواده من پسر سوم خانواده هستم 

وای چه عکسی :)
چه لطیف:)
چقد خوبه که همزمان همه تون کوچولو بودین 
اون سمت راستی باید داداشتون حامد باشه
در ضمن کلم نه و خانم دکتر :))
پنج مستقیم خیلی خوب بود.پیشنهاد میکنم پست های بعدی هم اسمشون پنج باشه :))
وبلاگ خیلی جای خوبیه واسه دشماخ کردن هاااا.ولی از بس همه همه رو میشناسن سخته!
بعد ببخشید دشماخ چطور تلفظ میشه؟ من خوندم doshmakh
پاسخ:
خوب الان نگا نگین مثل بچه آدم کنار همدیگه ایستادیم زیاد با همدیگه دعوامون می شد 
آره اون حامده، جنگی اگر در می گرفت حامد از شهرام حمایت می کرد :)
منظورم بابام کلم سفید بوده ایشون تزریقاتی ان دکتر نیستن :))
نه دیگه امروز مسافر خورد مستقیم رفتیم از فردا دوباره میریم تو انحرافی
دشماخ رو deshmakh تلفظ می کنیم مرغ هم میشه تویوخ، بنابراین در این پست یک تویوخ دشماخ کرد

ینی عکستو... جوووووووون، چه جیگری بودی
سلام سلام
عه نمیدونستم اسم دادشتو برزگر بوده
باریکلا به داداشای خوب و دوس داشتنی، خدا نگهتون داره واقعا


پاسخ:
بودی؟! الان منظورت اینه که جیگر نیستم کیسه صفرام؟!
سلام سلام به روی ماه نشسته ت
آره اسمش برزگر بوده نمی دونم حتی قبری داره یا نه تو روستا
ممنون خدا داداشای شما رو هم برات نگه داره 
:))
ممنون بابت توضیح 
پاسخ:
خواهش می کنم :)

به به ،خدا برای هم نگهتون داره:)

کوثرم خییلی خییلی خیلی اسم قشنگیه:))

پاسخ:
ممنون خدا برادرا و خواهرای شما رو هم براتون نگه داره 
کوثر خیلی باهوشه یه بار اومد بهم گفت دایی من تو املا از تو باهوش ترم 
تازه شروع کرده داره الفبای انگلیسی رو می خونه قرار شده سال بعد با هم انگلیسی صحبت کنیم :)

اصولاً همه کوثرا باهوشن :دی

خدا حفظش کنه!

از بچگی زبان یاد بگیرن خیلی خوبه ... بازدهیش بیشتره:)


پاسخ:
آها میگم پس شمام کوثرین :)
بهش میگم تو حیفی کوثر نباید تو این کشور بمونی اونم میگه آره دایی جان من حیفم سال بعد از این کشور میرم، مثل خودم اعتماد به سقفش بالاست :)
شهرام اگه اکسترا لارج بپوشه مشکلی نیست. ولی شما به چه اعتماد بنفسی اکسترالارج می پوشین؟ :))

میگم الان دختر جناب حامد، از حامدی که در این عکسه بزرگتره. این چقدر هیجان برانگیزه :))
پاسخ:
آره شهرام تو خانواده از همه قدش بلندتره ولی لاغره عوضش
حامد که نه ریحانه دختر داداش علیه ولی خوب آره ریحانه الان از همه ما تو این عکس بزرگتره :))
اسحاق هم که بین من و شهرام نشسته الان یه دختر خوشگل داره 

اعتماد نه نفس لازمه برا پیشرفت:))

به هر حال امیدوارم همه کوثر ها موفق باشند هرجایی که هستند:)

پاسخ:
کوثر دیروز جشن تکلیفش بود :)
ممنون شمام موفق باشین :)
سلام سلام

عکس قشنگی بود.
آره انگار با تمام انسانهای روی زمین فرق داشتی :)
راستی فکر کنم مامانت رنگ آبی رو از همه بیشتر دوست داشته! چون هم برای پدرت و هم بچه ها لباسای آبی خریده ولی اسحاق خودش لباسشو انتخاب کرده!!
پاسخ:
سلام سلام
آدما بزرگتر که میشن تفاوتاشون کمتر میشه شباهتاشون بیشتر میشه 
خوب لباسارو یادم میاد بیشتر بابام می گرفت ولی آره دقت نکرده بودم همه مون آبی هستیم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">