کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

می خوام شگفت انگیز شم

کج نویس

باید وصیت کنم وقتی از دنیا رفتم مرا بالای یک کوه بی سر و صدا چال کنند. بادگیر باشد و ترجیحا در سایه یک صخره باشد قبرم. صخره‌اش بزرگ نباشد تا از افتادنش نترسم و هر روز صبح یک چوپان از آنجا رد شود تا حساب روزهای مردنم دستم باشد.

+ آموزش‌های مربوط به FPGA رو شروع کردم، این مطالب رو تو وبلاگ اگزور وان میارم، تو لیست پیوندها هست.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها
پنجشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۴ ب.ظ

پیتر، جولیا، کروکودیل و دیگران

جولیای عزیزم سلام

حال الان من شبیه حال کسی‌ست که تیر خورده و همزمان از دست یک خرس پیر داشته فرار می‌کرده منظورم این است که از دست یک شیر جوان که نمی‌توانست فرار کند حتما یک خرس پیر بوده یا شاید هم یک کروکودیل سمج بوده آخر حتما دیده‌ای که کروکودیل‌ها یک حرکتی می‌زنند اگر موفق شدند که هیچ  اگر نه بی‌خیال می‌شوند ولی این یکی از آن کروکودیل‌های سمج است حالا در آن مدتی که داشتم از دست این کروکودیل سمج فرار می‌کردم اصلا حواسم به این زخم لعنتی نبود اکنون که مدتی است از دستش خلاص شده‌ام تازه دارم آرزو می‌کنم کاش کروکودیل من را خورده بود. البته دارم چرت می‌گویم عزیزم، کروکودیل حمله کند باز هم مثل اسب فرار می‌کنم. 

جولیا یک خانه در جنوب شهر دارد که با پول اجاره همین خانه با مادرش زندگی می‌کند. مستاجرش می‌خواست خانه را خالی کند دل خوشی هم از این مستأجر نداشت دختر کوچکش شبیه گربه‌ای که لگدش زده باشی دائما در حال جیغ کشیدن بود. دخترک سه ساله یک بار جولیا را گاز گرفته بود. مادر دخترک با خنده مزورانه‌ای به دروغ گفته بود مگی هر کس را دوست داشته باشد گاز می‌گیرد. عصری با مشاور املاک قرار داشت یک نفر که بچه گربه هم ندارد خانه را پسندیده. پسرک مشاور املاکی هم سن پیتر است زنگ زده می‌گوید سلام عزیزم قربونت برم برات مستاجر پیدا کردم. جولیا هیچ نمی‌داند مشاور املاکی فقط دارد برای حق کمیسیون شیرین زبانی می‌کند یا نه خیر سرش غیرمستقیم می‌گوید بهش علاقه مند شده. مردک ایکبیری بدش نمی‌آید شانسش را امتحان می‌کند، نحوه‌ی صحبت کردنش آزار دهنده است. ایکبیری، پسرک مشاور املاکی، سر جلسه موهایش را دم اسبی بسته بود ولی از بس نامرتب بود شبیه دختری شده بود که یک صحنه وحشتناک دیده باشد. جولیا در صحبت‌های  خصوصی با مادرش او را ایکبیری صدا می‌کند. مرد جوانی که می‌خواهد خانه را اجاره کند دانشجو است در همان دانشگاهی درس می‌خواند که جولیا درس می‌خواند وقتی جولیا با او در مورد دانشگاهش صحبت می‌کرد ایکبیری داشت مثل روغن داغ بی صبری می‌کرد.

پیتر در یک کشور دیگر کار می‌کند به تازگی نامه‌ی بالا را برای جولیا فرستاده، بعد از مدت‌ها توانسته یک شغل خوب پیدا کند و حالا دیگر آرامش خاطر بیشتری دارد. در ادامه‌ی نامه پیتر توضیح داده بود که منظورش از کروکودیل دشواری‌های زندگی است و آن زخم لعنتی درد دوری از جولیا است. نقاشی بالا را در انتهای نامه برای او ضمیمه کرده بود. 

۹۵/۰۷/۲۲
هایتن

نظرات  (۱۳)

۲۲ مهر ۹۵ ، ۱۹:۲۰ دلارام 🌻
خیلی وقت بود ننوشته بودید؛)
خوشحالم دوباره یه نوشته ازتون خوندم؛)
پاسخ:
حسنی وبلاگ نمی نوشت وقتی هم می نوشت چرت و پرت می نوشت :)
شما لطف دارین ممنون :)
شغل خوب مبارکا :)
جولیا هم پیداش میشه به زودی ایشالله...
پاسخ:
نه باو پیتر من نیستم که، من اون مرد جوونم که می خواست خونه رو اجاره کنه :)
 دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون :)
۲۲ مهر ۹۵ ، ۲۰:۲۶ خانم فـــــ
هه ...شیفون عروسو:)
واژه ی ایکبیری هم خیلی دلنشین بود :)
پاسخ:
شیفونه اسمش! :)
ناگفته نماند که درد دوری از پیتر جولیا رو هم بداخلاق کرده :)
۲۲ مهر ۹۵ ، ۲۱:۲۶ میرزاده خاتون
چه خوب شد برگشتی
پاسخ:
باید به من جایزه نوبل برگشتن بدن، نداریم نه! :)
۲۳ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۰ خانم فـــــ
طفلک جولیا خبر نداره پیتر عاقا در دیار دوردست شلوارش دوتا شده و اصلا شاید دیگه برنگرده، شاید دیگه جولیا رو فراموش کنه
ههعععییی:(
یه پست میخوام بنویسم از علائم دوتا شدن تنبان:)
پاسخ:
پیتر عاقای بدجنس!  
بعد من یه سوال از کارشناس محترم برنامه داشتم الان تو این نامه علایم دو تا شدن تنبان قابل مشاهده بود؟! :)

۲۳ مهر ۹۵ ، ۰۱:۵۶ ر. کازیمودو
مطالبت یه جوریه که نمیشه نظر گذاشت، تهش فقط میشه گفت دمت گرم خیلی خوب بود :)
پاسخ:
این موضوع برای من مایه دلگرمیه یکی از انگیزه هام از نوشتن همینه که یکی با خودش بگه این پسر خوب می نویسه :)
۲۳ مهر ۹۵ ، ۱۱:۳۳ خانم فـــــ
بصیرت میخواد دیگه، دوری که از حد گذشت چه یک نفر چه چند نفر :|
نه ولی واقعا من همیشه نگران اینایی هستم که یکیشون اینور دنیاست اون یکی اونور، چه زندگیه خب:/
پاسخ:
نه خوب پیتر قول داده یه کم وضعش خوب شد جولیا و مادرش رو ببره پیش خودش :)
انتخاب های ما دست خودمون نیست دوری از خانواده من رو واقعا اذیت می کنه ولی چیکار میشه کرد
تیسسسس
ای بااابا چقد مسخره* شدیم
تیسسسس
-----------------------
*این برادرزاده ما اینجوری میگه وقتی از ی چیزی شوخی داری خوشش بیاد خندش بگیره
پاسخ:
باید سر در وبلاگم بنویسم ورود افراد بالای پنج سال ممنوع :)
سلام سلام دکتر هایتن

عرض ارادت
ببخشید من بالای 5 سالم ولی اومدم از اینجا برای پسرم* قصه جمع کنم ببرم براش تعریف کنم!
میشه یه سری داستان زیر یک سال هم بنویسید؟!
(خدمت جناب صاد هم عرض سلام داریم)
-------------------------
پسر من فقط دَدَ و دایی بلده اگه از ی چیزی خوشش بیاد. کلا هم همش میخنده، اینش به من نرفته!
پاسخ:
سلام سلام محمد خوبی؟

ما بیشتر :)
آره  اینم می خواستم بگم که ورود کسایی که بچه زیر پنج سال هم دارن آزاده :)
داستانای زیر یه سال همه شون تصویری هستن خوب! 
بذار پسرت بزرگ شه یه خورده فهمید تو دنیا چه خبره کپی خودت میشه اون وخ :)
۳۰ مهر ۹۵ ، ۲۱:۰۷ زهرا ستاری
این مزورانه خیلی کلمه خوبیه من قدیما بدون فتحه ی ز و کسره ی واو می خوندمش:))
پاسخ:
شما الان باید سه بار پشت سر هم بگید شهروز یه روز به زور زر زد :)
۰۲ آبان ۹۵ ، ۰۱:۱۳ زهرا ستاری
شهروز یه روز به زور زر زد شهروز یه روز به زور زر زد شهروز یه روز به زور زر زد
پاسخ:
به نظرم همه کلماتی که ز دارن به هم شبهین :)
دمتون گرم :)
عاشقانه جالب و واقعی طوریه ... الهی جولیا چیا میکشه از دوری پیترش از دست ایکبیری و شاید بعدنا از دست مستاجر جدیدشون ..
پاسخ:
مستاجر جدید بی گناهه :)
اون کروکودیل پشت سرشون داره اداشون رو درمیاره مسخره شون می کنه :))
پیتر و جولیا!! اینا بچه دار بشن قشنگ میشه اسم بچه شونو بذارن جوپیتر( ژوپیتر) :)
پاسخ:
به هم نرسیدن هیچ وقت که بخوان بچه دار بشن :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">